خودزنی در خودنوشته خودنویس
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
قصد دارم که خودمان را نقد کنم. منظور از «خودمان»، خودنویس است و منظور از «خودنویس» ، نویسندگان، شهروند روزنامهنگاران و کامنت گذاران سایت هستند. من به عنوان یکی از نویسندگان خودنویس تنها یک شباهت با خط مشی این سایت دارم و آن هم ولایت ناپذیری است و پرهیز از بت ساختن. بر اساس همین شباهت میتوانم ادعا کنم که در این نوشته، «گیر نمیدهم که گیر داده باشم»، گیر میدهم زیرا که اساس تغییر در همین گیر دادنهاست و تغییر از من و از ما خودنویسیها شروع میشود. گیر میدهم زیرا که معتقدم که نویسنده وقتی مینویسد که احساس کند باید صدایی را به گوشی برساند وبرای این منظور شاید قواعدی باید رعایت شود. همچنان معتقدم که ما آن چه را میبینیم و میشنویم که میخواهیم ببینیم و بشنویم. اما شاید و شاید که «چشمها را باید شست»! و شاید که باید به «خاموش باشهای پرغریو تندر» حرمت گذاشت! دوستی دارم که میگوید به راحتی میتوان «زرد» شد و همیشه به من گوشزد میکند که نویسنده این قدرت را دارد که به یک رسانه حرمت دهد، سطح آن را بالا ببرد یا برعکس کلاسش را پایین بیاورد. این دوست میگوید که مرز میان زرد بودن و نبودن بسیار باریک است و حتی اگر حرفهای نیستیم نباید آگاهانه زرد شویم! البته این دوست که به من خیلی سخت میگیرد وبه قول خودش همیشه با مطالب من کشتی میگیرد، گاهی چنان زرد مینویسد که دومی ندارد!
قطعا زرد نوشتن راحتتر است. اصلا آدم دلش خنک میشود و احساس سبکی خوشایندی میکند وقتی هرچه دلش خواست مینویسد و میرود! میتوان بهانه آورد که خودنویس یک رسانه حرفهای نیست و هر نوشته و لحنی در آن آزاد است و مجاز، و حتی مدعی شویم که حرفهایها میتوانند در خودنویس حرفهای نباشند. اما فراموش نکنیم که نوشتههای ما بخشی از ماست، متاثر از اخلاق، باورها، گذشته، حال، منطق و احساساتمان! و آنچه در نهایت نوشته میشود امضای ماست و ما هم «خودنویس» هستیم. در نهایت اینکه، خونویس بر اساس نوشتههای ما قضاوت میشود و برچسب میخورد. خوانندگان میتوانند از کنار سایت بگذرند و بگویند اینها چرت میگویند و فقط سرو صدا دارند یا میتوانند به خاطر بسپارند که اگر دنبال نگاهی متفاوت هستند به ما سری بزنند. به قول سردبیر سایت خودنویس، سعی کنیم که شیشه خورده نباشیم بلکه یک شیشه برنده و تیز باشیم که وقتی میبرد حسابی و درست ببرد.
من فکر میکنم که اگر چند نکته را رعایت کنیم میتوانیم بهتر ببریم. برای مثال و اول از همه، آنها که در صفحه اول و بالاتر از«منتخب سردبیر» مینویسند می توانند مثلا قصه «عروس تعریفی» را طوری بنویسند که منتهی به نوشتن «نوش جان»ها در کامنتها نشود. این نویسندگان میتوانند تیترها و عکسهای متناسب با متن خبر انتخاب کنند و تاجایی که امکان دارد، لینک و منبع و مرجع بدهند( این آخری جدیدا به شدت اجرا میشود). سانسورچی یا سانسورچیهای محترم کامنتها هم میتوانند دوستان خود را هم مشمول تیغ سانسور توهینها کرده و برای برخی خیلی سختگیری نکنند و برای بعضی خیلی آسانگیری. گاهی به نظر میرسد که «سه نقطه گذار» محترم نظرش به نظر برخی از کامنتگذاران نزدیک تر بوده و بر آنها آسان میگیرد!
نا گفته نماند که کامنتگذاران هم میتوانند با رعایت ادب، اصولا «سه نقطه گذار» را از کار بیکار کنند. توهین و تهمت را اگر شروع کنیم، خودمان قربانی اولش خواهیم بود، زیرا که عملا اجازه توهین به خودمان را صادر کردهایم! کامنتگذاران میتوانند کوتاه بنویسند، گاهی بعضی کامنتها از خود نوشته طولانیترند. شاید در این طور مواقع بهتر باشد که آن را به عنوان یک مطلب مستقل به خودنویس بفرستند. کامنتگذاران میتوانند به جای خواندن تنها چکیده مطلب، کل مطلب را خوانده و از نوشتن مطالب بیربط پرهیز کنند. پای بعضی از نوشتهها، نویسنده نگون بخت باید پنجاه بار بنویسد که فلان حرفی که ادعا میکنید اصلا درمتن گفته نشده است یا من اصلا در این باره بحث نکردهام. نویسندگان هم میتوانند از توهین و افترا در نقدهای خود بپرهیزند، وقت بگذارند و تحلیل خودشان را با لینک و مرجع موثقتر کنند و با چندبارهخوانی پیش از فرستادن مطلب غلطهای املایی خودشان را تصحیح کنند. و در کل همه باید سعی کنیم که صدای هم را بشنویم و طوری بنویسیم که صدایمان شنیده شود یعنی خوانندگان مجبور شوند به قول فرنگیها یک«آها مومنت» داشته باشند و به حرفهای نوشته شده فکر کنند.
برخلاف بسیاری که خودنویس را مساوی با نیک آهنگ کوثر میدانند، من خودنویس را متعلق به نویسندگانش میدانم که نیک آهنگ کوثر هم یکی از آنهاست و حتی برای آن نوشته که هنوز هم متاسفانه زیر مطالب بلاگستان میآید که «مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است و نه سایت خودنویس» در حد خودم جنگیدم گرچه قطعا پیروز نشدم! ما نویسندگان خودنویس میتوانیم ثابت کنیم که خودنویس متعلق به ما است با سختگیری به خودمان و به سردبیر و سایر نویسندگان! خودنویس از نویسندگانش جدا نیست، فقط گاهی برای شنیده شدن دیدگاههایی که ارزش شنیده شدن دارند باید شیوه را تغییر داد!
Subscribe to comments feed نظرات (10 نوشته شد):
دریک جمله ازنوشته تان دست روی موضوعی گذاشتیدکه داغی رادردل من تازه کردوآن هم بحث املاء درنوشته ها (کمتر)ودرکامنت ها(بیشترووحشتناکتر)بود.باورکنیدقصدداشتم مطلبی دراین باره بنویسم و دادبزنم که دوستان، من ازنسلی باشماسخن می گویم که دیکته های سختگیرانه را بامنتخب هایی ازکلیله ودمنه وگلستان سعدی ،ازدوره دبستان آغازکرده است .شمارابخدا چه مثل من در داخل این زندان بزرگ هستیدوچه بیرون ازآن ، قدری به املاء وانشاء کامنت هایتان توجه کنید!!خصیصه را خسیسه،مثلاً رامسلاً و یانسل رانثل نوشتن وووو ..باعث می شودتامن خواننده مثل آن راننده که به ناگاه موتورش ضمن حرکتِ سریع، ریپ می زند! درمیانه ی خواندن دچار ریپ های متعدد شوم ومغزم ازمفهوم عبارات دچارلکنت شودووقتم گرفته شود .باورکنید نسل مادست خودمان نیست .عادت کرده ایم که درست بنویسیم و درست بخوانیم وهمین جا ضمن پوزش از طولانی شدن کامنت ازآقای نیک آهنگ عزیزهم می خواهم که روی این موضوع تمرکز و تذکّربیشتری داشته باشند تاکم کم دیکته ها اصلاح گردد.لازم به توضیح است که من ازیک یا دواشتباه که ناگزیراست صحبت نمی کنم،بلکه ازدوستانی صحبت می کنم که ازچندخط نوشته کوتاه،10یازیر10 می گیرند و واقعاً آزاردهنده است.بااحترام:حمیدشاملواشکانی
ایراد شما کاملا درست است. ولی اکثر این اشتباهات بر میگردد به فینگیلیسی نویسی با سرویس های گوگل یا بهنویس و امثال آنها.
برای خود من هم بسیار پیش آمده که مطلبی نوشته ام و ارسال کرده ام، چند غلط تصحیح کرده ام و بعد از ارسال هم میبینم غلط در آن بود.
ولی این را هم بگذارید به پای این که در مملکت ما هیچ چیز استاندارد وجود ندارد. نه حروف استاندارد داریم برای سیستم های کامپیوتری. تو هر نرم افزار ایرانی حروف یک جای دیگر قرار دارند. نه پروژه های مجانی متن باز داریم مثل بقیه دنیا. از همه چیز میخواهیم فقط پول در بیاریم.
باز هم خدا را شکر که اجنبی هایی مثل گوگل برای ما سرویس فینگلیسی فارسی را با استاندارد یونیکود راه انداختند که تعداد وبلاگ نویس هایمان یا سایت های خبری ما بیشتر شود، وگرنه چه کسی حالا و حوصله کلنجار با این برنامه های غیر استاندارد را داشت؟ خیلی از واژه ها هم در فینگیلیسی پیدا نمیشود و باید کلنجار رفت که کار هر کاربردی نیست.
با شما موافقم و در رایانامه ای خدمت سردبیر محترم اذعان داشتم که کیفیت خودنویس در نبود نیکان پایین میاد، این درایت و حرفه ای بودن نیکان را نمیرساند که رسانه اش قائم به ایشان شده است. نیکان خان به صورت فردی بسیاری حرفه ای است. مشکل اینجاست که در در خودنویس بر پاشنه این عزیز میچرخد. به عنوان نمونه چند روز پیش ۳ عنوان از ۴ عنوان انتخاب سردبیر به یک عنوان نزدیک بود"اینترنت پاک، پاکی اینترنت و ..." و از ۴ مطلب منتخب سردبیر ۲ طی ان از یک نویسنده بود. جالب اینجاست که مطلب زیبای جناب موحدی با نام "نخستین محاکمه رضا پهلوی در۲۰۱۲" فقط در بلاگستان بود و جز پر بیننده ترین ها!
اینها نظر شخصی اینجانب بود و ممکن است سراسر خطا باشد.
اما با سانسور کامنت ها با شما هم عقیده ام، بگذاریم مردم فحش بدهند؟! با نیکان هم موافقم. میخواهم بگم پیچیده است و نیاز به کار فرهنگی و ساختن فرهنگ بلاگ نویسی، اداره تارنما و فرهنگ ارتباطات به تر عام.
ارادت
محمد محب علی
این خیلی خوبه که راجع به زردنویسی در "خودنویس" هشدار دادی.
این لینک رو هم یه نگاهی بنداز:
http://www.khodnevis.org/persian/permalink/15890.html
خواندم!
خیلییییییییی خووووووووب بود.
اما آیا خودنویس هم به وعده خود عمل کرد؟ خودنویس گفته بود که:
«بر همین پایه، در پستی جداگانه، به خوانندگان در باره عذرخواهی این سردبیر توضیح خواهیم داد.»
اگر خودنویس توضیح داده، لطفا آن لینک را هم بگذارید.ممنون
من خودنویس را دوست دارم چون متفاوت است و نه شسته رفته مثل خیلیهای دیگر که هیچ چیزی هم برای گفتن ندارد . این حرف که همه باید استانداردهای شسته رفته من را داشته باشند بسیار غیر دموکراتیک است . چنانچه کسی هم غلط املایی دارد ،شما کامنت و یا نوشته اش را نخوان . خودنویس یک نشریه شهروندی است و همه جور صدا باید در ان باشد ،
به ماهی سیاه کوچولو و دوستانی که در خارج زندگی می کنند توصیه می کنم یکبار در یک تجمع شهروندی (town hall meeting ) در یک شهر کوچک شرکت کنند بسیار آموزنده خواهد بود .
من انتقادم رامحترمانه مطرح کردم وهرگزنخواستم رعایت این موضوع را بدین گونه درخواست کنم که«همه بایدرعایت استانداردهای من رابنمایند».من قبلاً درهمین خودنویس گفته ام که در ایران و در روستازندگی می کنم واگرمرتکب کاری غیردموکراتیک شدم خیلی برمن حرجی نیست!! فقط مانده ام که شخص شماکه در مهدتمدن دموکراتیک جهان زندگی می کنیددرپاسخ هرنقدی راحت ترین پاسخ را انتخاب ومنتقد راترغیب به نخواندن می کنید؟!!این روش خیلی راحت ودردرون آن روحیه ای استبدادی نهفته است .آقاغذایتان این مشکل راداشت! ازاین به بعدبه رستوران مانیائید!آقاکتاب شما در فلان صفحه و فلان مطلب این مشکل را داشت !کتاب من رانخوانیدیابه عبارت عامیانه اش «غلط کردیدکه خوردیدیاخواندید.
عزیزدل برادر : شخص شماآنقدرعصبانی می شویدکه کامنت های پرشمارتان مملوازغلط های انشائی و املائی می شود.نقدمشفقانه ومنصفانه ی غیرشخصی من غیردموکراتیک است یابرافروخته شدن های غیرارادی شما؟!
بااحترام :حمیدشاملواشکانی
ازتوضیحات شماکه درظهر22دی به من رسیدوتوضیحات فرزندم درخصوص عدم نصب فارسی سازمناسب (بخصوص درخارج کشور)آگاه و توجیه شدم.بسیارممنونم.ای کاش دوستان دیگرهم بجای پرخاش های غیرضروری ،توضیحات ضروری را درنقداعمال وافکارشان به کارگیرند.
حمیدشاملواشکانی
1-شماهمین قدربه خودتان فرصت جویده شدن ودرک مطالب وافکاردوستان نویسنده درخودنویس رابدهید،جویدن لقمه برای دیگران پیشکش !
2-قضیه دسته وخانم رنوسواروآقای نیک آهنگ رافراموش نکرده اید؟!جویدن لقمه آن جابیشترکاربرد داشت !!
3-ماهی سیاه کوچولودر21 آذرماه حطاب به شمامی نویسند:آقای ضدممکن است شماهم مطلبی بنویسیدو به ماهم فرصت نقدافکارتان رابدهیدوفقط ازکامنت هایتان بهره مندنشویم.درهمان تاریخ و ذیل همان مطلب چرتکه عزیز همان تقاضای ماهی راازشما می کنندوعلناًمی نویسندکه شماهمه راچوب می زنیدوخودرافارغ ازنقدمی پنداریدودرکامنتی دیگریکی ازدوستان شمارافیلسوف،جامعه شناس،روان شناس ،تاریخ دان وووو...می پندارند که درهمه امورهل من مبارز می طلبید ولی افکارخودتان را درحدیک مطلب ازدیگران دریغ می فرمائیدوحالا دیگران را به مسخره نمره20درانظباط می دهیدومتهم به غیردموکراتیک بودن می نمائیدونفهمی شان رابه حدی می دانیدکه لازم است لقمه را تا«دسته!!» دردهانشان فروکنید.
4-چندروزپیش به مشکلاتی دراملاء وانشاء مطلب ارسالی آقای محمدمحب علی تحت عنوان « ازمحمودتامحمود 1» طی کامنتی اشاره کردم و ببینیدایشان نقدکوتاه مراباچه ادب وادبیاتی پذیرفتند.آن وقت شما که اصلاً به تنهائی مخاطب من نبودید چه قدرآشفته شدید؟!
5- ذیل مطلب دانشگاه آزاد ...نوشته آقای ماهان نیکو ،همین امروزکامنتی گذاشته بودیدکه برای اولین بارغلط املائی وانشائی نداشت ومن مثل شما بجای نمره انظباط 20 البته به مسخره ،دراملاء وانشاء به حق به شما20 دادم .عزیزدل برادراگرمن به همین میزان درشمااثرکرده باشم چه نیازی به این همه کَل کَل کردن بیهوده با منی که عمرازنیمه ی قرن گذرانده ودوران کل کل را سپری کرده ام. بااحترام:حمیدشاملواشکانی
حداقل اگر چیزی من می نویسم واکنشی چه موافق چه مخالف را بر می انگیزد .
اگر این افراد به مصادق " تغاری بشکند ماستی بریزد /// جهان گردد به کام کاسه لیسان ، به موقعیتی دست یابند و در مصدر امور قرار گیرند ، همان میشود که پس از انقلاب نصیب مردم ایران گشت . در جریان انقلاب 57 اغلب کسانی که بر علیه رژیم شاه اقداماتی می کردند فقط یک سخن بر زبان میآوردند ،آنهم اینکه شاه بد است و باید برود . به غیر از برخی از سازمان ها و گروه های چپ که حکومتی سوسیالیستی را برای آینده ایران در نظر میگرفتند ؛ بیشتر کسانی که در پیروزی انقلاب سهمی داشتند از ارائه نوع حکومتی که تمام وجوه معقول و دموکراتیک در آن لحاظ شده باشد عاجز بودند . اما همه کسانی که بر علیه شاه شوریده بودند در یک نکته مشترک بودند و آنهم مخالفت با شاه بود. بعد از مدتی که تظاهرات بر علیه رژیم سلطنتی وسعت بیشتری گرفت ، برخی از روشنفکران و آینده نگران، رهبران جنبش را در مقابل این سوال قرار دادند که : اینک که شاه و حکومت سلطتنی را نمی خواهید پس چه می خواهید ؟ یعنی چه حکومتی را میخواهید جایگزین رژیم فعلی نمائید ؟ رهبران مذهبی جنبش پس از مدتی به صدا درآمدند که میخواهیم حکومتی اسلامی را در ایران بنا کنیم . البته این کلمه بعد از مدتی به جمهوری اسلامی تغییر نام داد . در پی این اظهارات، بنیانگذار جمهوری اسلامی با انجام مصاحبه های گوناگون که در نوفل لوشاتو صورت میگرفت به تفسیر جمهوری اسلامی پرداخت . مطالب و توصیفاتی که وی عنوان می کرد و حتی برخی مواقع صراحتا به آن اذعان مینمود ، حاکی از آن بود که جمهوری اسلامی الگوئی از حکومت فرانسه خواهد بود . یعنی اینکه تمام گروه ها حتی گروه هائی با ایدوئولوژی مارکسیستی آزادند که مواضع خود را با صراحت بیان کنند و هیچ رعب و وحشتی از سوی حکومت نداشته باشند و حاکمیت نیز به نوبه خود باید شرایط حضور همه دیدگاه ها در سطح جامعه فراهم آورد و چنانچه مردم تمایل داشته باشند در یک پروسه دموکراتیک آنان را در قدرت سهیم و شریک نمایند . ترسیم اینگونه از حکومت اسلامی توسط آیت الله خمینی که رهبریت تفویضی از سوی اکثرمردم انقلابی را پذیرفته بود با استقبال اکثر گروه ها از چپ های افراطی گرفته تا ملی مذهبی ها و دیگران روبرو گردید و آنانرا بر آن داشت که منسجم تر از گذشته انقلاب را تداوم بخشند تا به بر رژیم سلطنتی قالب شوند .
ترفند بنیانگذار جمهوری اسلامی کارگر افتاد و اتحادی در بین نیرو های مختلف اپوزسیون شکل گرفت و نهایتا به سرنگونی رژیم شاه منجر گردید .
خب اکنون شاه از قدرت خلع شده و آیت الله خمینی به عنوان رهبر قالب بر سریر قدرت تکیه زده است . در اولین روز های پس از پیروزی انقلاب وابستگان رژیم گذشته که به علت سرعت تحولات و همچنین وفاداری به رژیم سلطنتی نتوانسته بودند از کشور بگریزند توسط نیرو های انقلاب شناسائی و بازداشت گردیدند . هنوز دو سه روزی از 22 بهمن 57 نگذشته بود که موج محاکمه های چند دقیقه ای کارگزاران رژیم شاه شروع ،و روزی نبود که خبر اعدام آنان در مطبوعات و رسانه ها منتشر نگردد .
اعتراض ضمنی برخی از دولتمردان جدید نیز کارساز نشد و توصیه این افراد مبنی بر وجوب تشکیل دادگاه های عادلانه، اتهام سازشکاری را برای آنان بدنبال داشت .روند رفتار های غیر دموکراتیک و حضور روزافزون روحانیانی که بنیانگذار جمهوری اسلامی وعده عدم دخالت آنها را در کشور داری داده بود باعث شد که روند دیکتاتوری روزبروز عمیق تر شده و نهایتا اوضاع به همین شکلی که اینک شاهد آن هستیم برسد . به ه روی چون هدف از این یادداشت روزشمار انقلاب نیست به همین مقدار بسنده کرده و به سراغ بحث اصلی میرویم .
همانطور که در بالا اشاره گردید برخی از کسانی که خود را از مخالفین رژیم محسوب می کنند بدون اینکه راهکاری عملی و مانفیستی از حکومت مورد علاقه خود که متکی بردلایل معقول و عملی باشد ارائه دهند ، علاوه بر مخالفت با حکومت فعلی با هر راهکاری که از سوی دیگر مخالفین مطرح شود نیز مخالفت میکنند .
آنچه مسلم است این است که لااقل ده ها ایده از سوی نماد های مخالف رژیم مطرح گردیده است . نظرات متفاوت و گاها متعارض با یکدیگر نیز نمیتواند این افراد ذاتا مخالف را اغنا کرده و به سمت و سوئی سوق دهد . هر فرد یا گروهی که نظری ارئه میدهد با هجوم فاشیستی این افراد روبرو شده که نمایانگر خوی دیکتاتوری آنان میباشد . گفتم دیکتاتوری ! واقعا حتی نمیشود اسم این افراد را دیکتاتور گذاشت زیرا اگر به معنی دیکتاتور نیز دقتی داشته باشیم متوجه میشویم که دیکتاتور به کسی که نظرش را به
دیگری دیکته و یا به عبارتی دیگر تحمیل می کند، اطلاق می گردد . واقعا معلوم نیست که این افراد چه چیزی را تمایل دارند بر دیگری دیکته نمایند !؟ زیرا حرفی برای گفتن ندارند .چنین به نظر میرسد که تنها صفتی که میتوان به این افراد ذاتا مخالف داد اینست: « آلت پریش »! اینان فاقد عقلی برای اندیشیدن ،سوادی برای عرضه ایده نداشته خود به مخاطب و فرهنگی غنی برای رد مستدل نقطه نظرات دیگران می باشند !
با عرض پوزش از طولانی شدن این کامنت که متاسفانه بر خلاف توصیه ماهی سیاه کوچولو عمل کردم . در نظر داشتم این مطلب را به عنوان یک مقاله به خودنویس ارسال کنم اما از اینکه خودنویس به علت عدم شهرت من این مطلب را در وبسایت منتشر نکند ترجیح دادم به عنوان کامنت بفرستم .
رضا نگارش
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید