نظام پادشاهی، نظام جمهوری و بحث‌های پیرامون آن | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (44)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

نظام پادشاهی، نظام جمهوری و بحث‌های پیرامون آن

۰۳ دی ۱۳۹۰ ف.م. سخن

این روزها شکایت آقای رضا پهلوی از رهبر حکومت اسلامی در مراجع بین‌المللی به بحث‌های موافق و مخالف بسیاری نسبت به شخص ایشان، خانواده‌ی ایشان و نظام پادشاهی و نظام جمهوری دامن زده است. نگارنده در این مقاله بر آن نیست تا حقانیّت یا عدم حقانیّت نظری را اثبات کند اما مایل است شیوه‌هایی را که می‌تواند بارِ خصومت‌ورزی در بحث‌ها را بکاهد و بر تاثیرگذاری آن‌ها بیفزاید مطرح نماید. گمان نمی‌کنم این توضیحْ ضروری باشد که این‌جانب طرفدار نظام جمهوری هستم اما وقتی بحثی در تائید نظام پادشاهی در می‌گیرد با دقت به آن توجه می‌کنم تا اگر حقانیّتی در آن هست بپذیرم و نگاهم را تغییر دهم. اما تندی‌ها و پرخاش‌گری‌ها و برچسب‌زدن‌ها موقع گرفتار شدن در چرخه‌ی گفت‌وگوها موجب می‌شود تا به جای شنیدن و فهمیدن، از خود عکس‌العمل نشان دهیم و آتش عداوت را دامن زنیم. اگر ایرادی هست، نه در محتوای بحث‌ها، که در شیوه‌ی برخوردهاست، و این شیوه اگر تغییر یابد شاید امکان گفت‌وگو و درک متقابل به وجود آید.


تا آن‌جا که دیده‌ایم و خوانده‌ایم، طرفداران نظام پادشاهی با چند استدلال عمده وارد بحث‌ها می‌شوند، و وقتی این استدلال‌ها به هر طریق و به هردلیل پذیرفته نمی‌شود، تندی‌ها آغاز می‌گردد. استدلال‌های عمده عبارتند از:

- آقای رضا پهلوی در مسائل مربوط به رژیم شاهنشاهی دخالتی نداشته و دست‌اش به خون کسی آلوده نیست و بر ضد آزادی‌خواهان عملی انجام نداده است

- مسئله اصلی امروز، سرنگونی حکومت فعلی‌ست و بر سر انتخاب نوع نظام، می‌باید بعد از سرنگونی حکومت به بحث و گفت‌وگو نشست و آن‌را به آراء مردم سپرد

- آقای رضا پهلوی شاهزاده است چرا که فرزند شاه فقید است، ولی اصراری ندارد که شاهزاده خطاب شود

- نظام مشروطه پادشاهی و نظام جمهوری به تنهایی حامل دمکراسی نیست و یک نظام مشروطه پادشاهی می‌تواند دمکرات باشد (مانند نظام‌های پادشاهی اروپا) و یک نظام جمهوری می‌تواند دیکتاتوری باشد (مانند نظام‌های جمهوری خاورمیانه)

- آقای رضا پهلوی وظیفه‌ی سیاسی‌اش تا زمان سرنگونی حکومت فعلی‌ست و بعد از آن رای مردم هر چه باشد به آن گردن می‌نهد و چه به عنوان پادشاه چه به عنوان رئیس‌جمهور به خدمت‌گزاری مشغول می‌شود. البته با در نظر گرفتن وضعیت جغرافیایی و فرهنگی و تاریخی ایران، ایشان نظام پادشاهی را ترجیح می‌دهد ولی بر استقرار آن اصرار ندارد


- در یک کشور با اقوام و فرهنگ‌های مختلف که امکان فروپاشی و تجزیه آن می‌رود، وجودِ یک سمبل به عنوان پادشاه که همه حول او گرد هم آیند لازم است

- طرفداران تندرو و متعصب در میان هر گروه و دسته‌ای وجود دارند و آقای رضا پهلوی مخالف تندرَویِ آن‌هاست ولی امکان نفی و حذف این‌گونه افراد وجود ندارد...

این‌ها عمده استدلال‌های طرفداران مشروطه‌ی پادشاهی‌ست که معمولاً با این پاسخ‌ها از طرف طرفداران جمهوری مواجه می‌شود:

- آقای رضا پهلوی در امور حکومت گذشته دخالتی نداشته اما اطرافیان و طرفداران ایشان که فردا پُست‌های مهم را در اختیار خواهند گرفت، اغلب هوادارانِ شیوه‌ی حکومتِ گذشته‌اند. آقای رضا پهلوی به عنوان پادشاه بدون قدرت قادر نخواهد بود کنترلی بر اِعمالِ قدرتِ این‌گونه افراد داشته باشد. رای اکثریت مردم به تنهایی ضامن استقرار دمکراسی و رعایت حقوق بشر نیست (چنان‌که در نظام‌های فاشیستی و حتی جمهوری اسلامی رای اکثریت مردم بر استقرار آن‌ها بوده است) و نیروهای سیاسی نباید خود را با رای اکثریت مردم هماهنگ کنند


- مسئله اصلی امروز ما سرنگونی حکومت فعلی و به دنبال آن، استقرار نظامی‌ست که بتواند تضمین‌کننده‌ی آزادی‌های مردم و رعایت حقوق بشر باشد و نه تنها استقرار بل‌که حفظ این آزادی‌ها جزو نکات اصلی‌ست که نمی‌توان برنامه‌ریزی در مورد آن‌را به فردا موکول کرد. اگر نظام پادشاهی به تنهایی عامل دیکتاتوری نباشد، با شناختی که از طرفداران فعلی نظام پادشاهی وجود دارد، احتمال تحمیل استبداد و سرکوب آزادی‌ها بسیار است. نظام پادشاهی می‌تواند دمکرات و نظام جمهوری می‌تواند دیکتاتوری باشد ولی اگر نظام پادشاهی که ادامه‌ی یک جریان چند هزار ساله‌ی تاریخی‌ست به هر دلیل سرنگون شود و به جای آن نظام جمهوری مستقر گردد، بازگرداندن جمهوری به پادشاهی، بازگشت به گذشته و امری بی‌مبنا و بی‌دلیل است و سپردن زمام امور و قدرت سیاسی برای یک مدت کوتاه و معین به دست اشخاص، امکان نضج‌گیری استبداد را کاهش می‌دهد و بر روال قدیمی و بی‌مبنای حکومت وراثتی و خاندانی که در مقطعی –که می‌تواند امروز نباشد- ممکن است به اِعمالِ استبداد بینجامد نقطه‌ی پایان می‌نهد


- استفاده از القاب برتری‌دهنده، برای یک فرد سیاسی یا یک حاکم، طبق تجربه‌ی تاریخی در کشور ما، آغازگر بت‌سازی و بت‌پرستی بوده است، بنابراین با وجودِ شاه زادگی، باید از استفاده از القابی این‌چنین -که نوعی برتری نسبت به دیگران به وجود می آورد- به طور جدّی خودداری کرد


- آقای رضا پهلوی به عنوان یک کنش‌گر سیاسی نباید صرفاً دنباله‌روی خواست مردم باشد بل‌که باید بهترین راهِ حل‌ها را به مردم ارائه دهد. به فرض محال، اگر اکثریت مردم ایران، خواهان استقرار یک حکومت فاشیستی باشند، آقای رضا پهلوی نمی‌تواند آن را بپذیرد و باید راه درست را نشان دهد


- در یک کشور با بافت قومی و فرهنگی مختلف در دورانی که رسانه‌های مدرن، اطلاعات شرق و غرب عالم را به آگاهی مردم می‌رسانند، وجود یک شخص به نام پادشاه ضامن به هم پیوستگی مردم نیست بل‌که عواملی مانند برابری حقوق اقوام و اقلیت‌ها و ایجاد حس مالکیّت بر کل سرزمین و خارج کردن قدرت و ثروت کشور از انحصار مرکزنشینان و تقسیم عادلانه‌ی آن میان تمام بخش‌های ایران، این پیوستگی را با، یا، بدون پادشاه به وجود خواهد آورد


- تندروها و متعصب‌ها –که فردا قدرت را در واقع آن‌ها به دست خواهند گرفت- چه در میان طرفداران نظام پادشاهی چه در میان طرفداران نظام جمهوری باید با صراحت و قدرت به کنار رانده شوند. در حال حاضر یکی از اصول استقرار و حفظ دمکراسی، پس‌راندنِ این عناصرِ مخرب با نام‌های مختلف است...

این‌ها عمده استدلال‌های طرفداران نظام پادشاهی و طرفداران نظام جمهوری‌ست که به کرّات در بحث‌ها و گفت‌وگوها به کار برده شده ولی ظاهراً هیچ‌یک از طرفین را راضی نکرده است. بنابراین یا باید بر این استدلال‌ها نکته‌ی جدیدی افزود، یا شیوه‌ی ارائه‌ی این استدلال‌ها را تغییر داد تا بتواند بر طرف دیگر تاثیر بگذارد. اگر چنین نشود ما هم‌چنان در دایره‌ی بسته‌ی این بحث‌ها دور خواهیم زد که نتیجه‌ی آن عصبیت‌ها و پرخاش‌گری‌های دو طرف خواهد بود.

رسانه‌هایی مانند خودنویس با فراهم آوردن امکان بحث و گفت‌وگو و ارائه‌ی استدلال‌های جدید، نقش مثبتی در این زمینه می‌توانند ایفا نمایند.

ارزیابی این خبر:

2.22

Subscribe to comments feed نظرات (24 نوشته شد):

zed در ۰۳ دی ۱۳۹۰
13
آقای سخن ، برای اینکه کسی نوشته شما ر ارزیابی کند باید همه نوشته های شما را بخواند . وقتی که شما از آقای رضا پهلوی می خواهید که لقب شاهزاده را نفی کند دیگر نمی شود با شما یک گفتمان هوشمندانه داشت برای اینکه شما از لقب حضرت برای محمد و کلمه جعلی روحانیت بجای آخوند استفاده می کنید . آیا شما از منتظری هم خواستید که از کلمه روحانی استفاده نکند . برای بسیاری از ایرانیان نهاد سلطنت از اعتقادات خرافی اسلامی مردم که شما برای ان ارزش قایل هستید بسیار با ارزش تر است ،پس چرا به عقیده آنها احترام نمی گذارید.
آیا این نشانه استاندارد دوگانه شما و قرض ورزی شما نیست.
در مورد اختلاف عقیده هم که اگر وجود نداشت همه می شدند مشروطه خواه ویا جمهوری خواه و دیگر مساله ای نبود به همین دلیل هم آقای رضا پهلوی می گویند انتخاب با مردم باشد و اینکه می گویید اطرافیان ایشان ممکن است دموکراتیک عمل نکنند این حق شما است ولی شما دمکراتیک عمل کرده حق این انتخاب آزاد را به مردم به دهید .
dar************@gmail.com در ۰۴ دی ۱۳۹۰
استدلال‌های جناب سخن بسیار ضعیف و شکننده است،،ایشان جایی می‌‌فرمایند که نظام از پادشاهی تبدیل به جمهوری شد و بازگشت از جمهوری بی‌ دلیل است..آیا جناب سخن نظام ولایت فقیه را "جمهوری" می‌‌دانند؟! آیا تنها نام جمهوری بودن بر این نظام کافیست که آن را جمهوری بدانیم؟

پیش فرض‌های ایشون جالب است که خود پادشاهی را فاشیستی می‌‌دانند و سپس نتیجه گیری هم می‌‌کنند، ایشان می‌‌گوید: "اگر اکثریت مردم ایران، خواهان استقرار یک حکومت فاشیستی باشند، آقای رضا پهلوی نمی‌تواند آن را بپذیرد و باید راه درست را نشان دهد".

جناب سخن اتفاقا نکته جالبی‌ گفتند که وصف حال روشنفکران حال ما است (و از جمله خود ایشان) که بجای اینکه جلو دار قافله و چراغ دار مسیر باشند، خود پشت سر عوام افتادند...
dar************@gmail.com در ۰۴ دی ۱۳۹۰
10
یاد یکی از نوشته های ابراهیم نبوی افتادم که ایشان هم این "شاهزاده" نامیدن رضا پهلوی را به سخره گرفته بود. جالب که ایشان تمام نوشته ها و کتاب هایشان را به نام "سید" امضاء می کنند. تناقض از این بیشتر؟! داریوش خورشیدنشان
dar************@gmail.com در ۰۴ دی ۱۳۹۰
11
جناب سخن! شما بارهاخود گفته اید که در مورد خرافات ایرانیان باید سکوت کرد و بنا به احترام به نظر دیگران به ایشان چیزی نگفت حتی اگر بدانیم که بر خطایند. در مقابل تمام موهومات و خرافات و جعلیات سکوت کردید و امروز، روزی که باید وحدت آفرین باشید و در حمایت از رضا پهلوی بنویسید (نه شخص او که عملکرد مثبتش در مسیر حقوق بشر)، به چنین بحث‌هایی‌ دامن می‌‌زنید. پیش فرض تان دیکتاتور بودن و بی‌ منطق بودن طرفداران این نظام است و در آغاز بحث می‌‌گویید "تندی‌ها و پرخاش‌گری‌ها و برچسب‌زدن‌ها موقع گرفتار شدن در چرخه‌ی گفت‌وگوها " و ادامه می‌‌دهید که "با شناختی که از طرفداران فعلی نظام پادشاهی وجود دارد، احتمال تحمیل استبداد و سرکوب آزادی‌ها بسیار است" - واقعا چه استدلال عمیقی!!
viv************@gmail.com در ۰۴ دی ۱۳۹۰
با سلام، اگر امکانش هست یه نفر به من بگه در شرایط فعلی و در حالی که هیچ برنامه ای (حداقل ایرانیان) برای برپایی دموکراسی در ایران ندارند، بحث از آینده مبهم آن چه اهمیتی دارد؟؟!!
فکر میکنم اگه وقتمون را صرف حال بکنیم به مراتب بهتر باشه، حال اگه مطلب دیگه ای هست به این بنده بی اطلاع هم خبر بدین، امری نیک است.
یعنی هنوز هم این مثل روز روشن نیست که پادشاهی یا جمهوری هیچ ارتباط مستقیمی با حکومت دمکراتیک، عادلانه، آزاد و بر اساس حقوق انسانی و برابری اجتماعی ندارد؟
از ۱۰ دمکراتیک ترین حکومتهای دنیا چند تا پادشاهی و چند تا جمهوری هستند؟
تا کی میخواهید با این مشاجره بی نتیجه آب به آسیاب جمهوری جنایت، دزدی و دروغ اسلامی بریزید که همچنان استخوانهای ایرانیان را خورد کند و مالشان را به یغما ببرد؟
وقت این نیست که به جای این بحٽ های بی نتیجه در باره حقوق ملی ایرانیان گفتگو کنیم تا بدانیم برای چه مبارزه میکنیم و چه میخواهیم؟
beh***@me.com در ۰۴ دی ۱۳۹۰
و به این بدیهیات این را نیز باید اضافه کرد که تا آنجا که به تجددگرایان ایرانی مربوط می‌شود، تنها سند مشروع و تاریخی تجددگرایی ایران قانون اساسی مشروطهٔ پادشاهی است که با یک انقلاب ارتجاعی اسلامی فرو افتاده است و ایران را بیش از سی‌سال است که آماج اندیشه‌های ارتجاعی قرار داده است. ما اگر این نکتهٔ بدیهی را هم مسکوت بگذاریم در خدمت ارتجاع عمل کرده‌ایم.
you***@gmail.com در ۰۴ دی ۱۳۹۰
جناب سخن. ابن قصه ای که سعی کردی در زرورق بپبچی و بعنوان نقد منطفی قالب کنی، تکرار مکرراتیه که سایر همفکرات گاهن با فحش و لد و بیراه تلاوت می کنند.
تنها نتیجه ای که از حرف شما حالا جه لا ظاهر منقطی چه بدون ظاهرسازی میشه گرفت اینه که چون شما خوشت نمیاد از سیستم پادشاهی مشروطه پس بهتره که نباشه.
بهرحال چه دلت بخواد چه نخواد این طرز فکر هست و طرفدار داره حالا تعدادشون معلوم نیست، رهبرشون هم مایلند شاهزاده خطاب کنند.
شما میتونی خطابش نکنی با این عنوان اما اینکه تعیین تکلیفی بشه که نباید هطاب بشه فقط باید خندید بهش.
ایشون از نظر طرفداران نظام پادشاهی شاهزاده هستند، برای شما که با اساسش مخالفی طبیعتن قابل قبول نیست، خوب حالا در جایگاهی شما قرار داری که حکم دادی نباید استفاده بشه؟
بقیه استدلالت هم از نوع آبدوغ خیاریه که در موردش قبلن خیلی بحث شده.
mah*******@yahoo.com در ۰۴ دی ۱۳۹۰
-4
متاسفانه این داستان شاهزاده و شاهزاده بازی موضوعی مربوط به خارج نشینان است و در داخل ایران موضوعیتی ندارد و به نظر من به صلاح جمهوری خواهان است که وقت خود را صرف مباحثه و مناظره و مشجره با این افراد نگذارند بعلت اینکه اکثریت سلطنت طلبان که متومل می باشند و با وقوع انقلاب مجبور به مهاجرت یا فرار از ایران شده اند با توجه با ثروتی که از ایران با خود به غرب برده اند اقدام به راه اندازی تلوزیونها و مطبوعات زیاد کرده اند بطوری که تقریبا تمام تلوزیونهای ماهواره ای غیر دولتی یا مستقیما یا بطور غیر مستقیم وابسته به این افراد هستند طرفداران نظام سلطنتی هم بر دو قسمند یا از وابستگان به رژیم قبلی میباشند یا اینکه نزدیکی به آنها را وسیله ای برای رسیدن به نان و نوایی میبینند یک عده از افراد محترمی هم هستند که به علت قرار گیری در این پروپاگاندای رسانه های زنجیره ای دچار این سو تفاهم شده اند که با یک آترناتیو جدی روبرو هستند در بحث با دو گروه اول هیچگاه به نتیجه نخواهید رسید چون موضوع حفظ و دستیابی به منافع میباشد نه استدلال عقلی! در مورد دسته سوم هم دامن زدن به اینگونه بحث ها موجب جدی گرفته شدن سلطنت طلبی بعنوان یک پارادایم برای ایران آینده میشود که این امر هدف اصلی سلطنت طلبها از اینگونه مناقشات است
در مورد اتحاد میان اپوزیسیون خارج کشوری هم باید عرض کنم اتحاد با گروهی مفید است که واجد پایگاه مردمی در داخل ایران باشد که بتواند به بسیج مردمی کمکی کند متاسفانه نه تنها سلطنت طلبی در ایران چنین پایگاهی ندارد حتی اتحاد با آنها نمره منفی برای سایر گروهها دارد یکی از نشانه های آنهم اینست که جمهوری اسلامی هرگاه بخواهد یک گروه دارای پایگاه مردمی را تخریب کند به آن یا برچسب منافق میزند یا سلطنت طلب مطمئنا اگر این دو گروه در داخل دارای پایگاه مردمی بودند این برچسب موجب افزایش محبوبیت گروه مورد نظر میشد نه آنطور که ج ا میخواهد از چشم مردم افتادن! بنابر این از دوستان جمهوری خواه تقاضا دارم که وارد این بحث ها نشوند. اگر چه این صحبت های من بدین معنی نیست که حق و حقوق شهروندی آندسته از سلطنت طلبهایی که مرتکب جرم و خیانتی علیه مردم نشدند در آینده ایران بعنوان یک شهروند برابر نادیده گرفته شود منتها وزن هر گروهی در آینده بر مبنای پایگاه مردمیشان است نه القاب دهان پرکن
beh***@me.com در ۰۵ دی ۱۳۹۰
این پیشنهاد بسیار خوبی است. بروید پی کارتان. اپوزیسیون رژیم اسلامی به مرتجعان نیازی ندارد.
mah*******@yahoo.com در ۰۴ دی ۱۳۹۰
-3
متاسفانه این داستان شاهزاده و شاهزاده بازی موضوعی مربوط به خارج نشینان است و در داخل ایران موضوعیتی ندارد و به نظر من به صلاح جمهوری خواهان است که وقت خود را صرف مباحثه و مناظره و مشجره با این افراد نگذارند بعلت اینکه اکثریت سلطنت طلبان که متومل می باشند و با وقوع انقلاب مجبور به مهاجرت یا فرار از ایران شده اند با توجه با ثروتی که از ایران با خود به غرب برده اند اقدام به راه اندازی تلوزیونها و مطبوعات زیاد کرده اند بطوری که تقریبا تمام تلوزیونهای ماهواره ای غیر دولتی یا مستقیما یا بطور غیر مستقیم وابسته به این افراد هستند طرفداران نظام سلطنتی هم بر دو قسمند یا از وابستگان به رژیم قبلی میباشند یا اینکه نزدیکی به آنها را وسیله ای برای رسیدن به نان و نوایی میبینند یک عده از افراد محترمی هم هستند که به علت قرار گیری در این پروپاگاندای رسانه های زنجیره ای دچار این سو تفاهم شده اند که با یک آترناتیو جدی روبرو هستند در بحث با دو گروه اول هیچگاه به نتیجه نخواهید رسید چون موضوع حفظ و دستیابی به منافع میباشد نه استدلال عقلی! در مورد دسته سوم هم دامن زدن به اینگونه بحث ها موجب جدی گرفته شدن سلطنت طلبی بعنوان یک پارادایم برای ایران آینده میشود که این امر هدف اصلی سلطنت طلبها از اینگونه مناقشات است
در مورد اتحاد میان اپوزیسیون خارج کشوری هم باید عرض کنم اتحاد با گروهی مفید است که واجد پایگاه مردمی در داخل ایران باشد که بتواند به بسیج مردمی کمکی کند متاسفانه نه تنها سلطنت طلبی در ایران چنین پایگاهی ندارد حتی اتحاد با آنها نمره منفی برای سایر گروهها دارد یکی از نشانه های آنهم اینست که جمهوری اسلامی هرگاه بخواهد یک گروه دارای پایگاه مردمی را تخریب کند به آن یا برچسب منافق میزند یا سلطنت طلب مطمئنا اگر این دو گروه در داخل دارای پایگاه مردمی بودند این برچسب موجب افزایش محبوبیت گروه مورد نظر میشد نه آنطور که ج ا میخواهد از چشم مردم افتادن! بنابر این از دوستان جمهوری خواه تقاضا دارم که وارد این بحث ها نشوند. اگر چه این صحبت های من بدین معنی نیست که حق و حقوق شهروندی آندسته از سلطنت طلبهایی که مرتکب جرم و خیانتی علیه مردم نشدند در آینده ایران بعنوان یک شهروند برابر نادیده گرفته شود منتها وزن هر گروهی در آینده بر مبنای پایگاه مردمیشان است نه القاب دهان پرکن
م.ج. مهر در ۰۵ دی ۱۳۹۰
جناب ف م سخن گرامی، من مطالب شما را دنبال می کنم و پیشتر هم در کامنتهایی برخی مسائل را با شما در میان گذاشتم. پیش از هر سخنی، بگویم که از تحول بسیار مثبتی که در رویکرد شما به طرفداران پادشاهی مشروطه رخ داده است، شادمانم. این جمله ی شما به روشنی نشانگر این تحول است:" این‌جانب طرفدار نظام جمهوری هستم اما وقتی بحثی در تائید نظام پادشاهی در می‌گیرد با دقت به آن توجه می‌کنم تا اگر حقانیّتی در آن هست بپذیرم و نگاهم را تغییر دهم". این شاه بیت مطلب است و در این جامعه ی آکنده از نفرت و دشمنی، که ایران را به لبه ی پرتگاه نابودی برده است، همه ی ما باید چنین رویکردی را در پیش گیریم.
در گزینش میان شکل پادشاهی یا جمهوری برای یک نظام مردم سالار و مبتنی بر حقوق بشر، چون مسائل احساسی - عاطفی، پیشینه ی فرهنگی و خانوادگی، و روی هم رفته، سلیقه حرف اول را می زند، تغییر دادن نظر کسی که طرفدار یکی از دو گزینه است، و گرواندن او به گزینه ی دیگر، اگر نه ناممکن، که بسیار دشوار است و خواست ما هم این نیست. از این گذشته، چون محتوای نظام، که اصل قضیه است، در هر دو شکل، یکی است، این همه بحث و جدل بر سر شکل نظام در این زمان، که هر دو طرف در یک جبهه سرگرم نبرد با استبداد حاکم اند، خردمندانه نیست و نتیجه ای جز افزایش دودستگی ما و تقویت استبداد ندارد. حتما با من هم نظرید که اگر همه ی نیروهای ایرانی خواهان تجدد، مردم سالاری و حقوق بشر واقعا با هم یک صدا شوند، جمهوری اسلامی توان سرکوبی آنان را ندارد؛ پس اگرچه این آرزو امروز دور از دسترس می نماید، دست کم برای اینکه در آینده نزد وجدان خود روسفید باشیم، در راه اتحاد گام برداریم.
جناب ف م سخن، درباره ی مطلب شما چهار نکته به نظرم رسید:
1. در هر دیالوگ سازنده ای، نخستین اصل، پذیرش طرف مقابل و احترام به اوست. قرار نیست پس از این گفت و گو، یک طرف نظراتش را کنار بگذارد و مثل طرف دیگر شود؛ خواسته ی اصلی در اینجا روشن شدن دیدگاهها، برطرف کردن سوء تفاهمها و پیش داوریها، و تقویت مشترکات است و در صورت امکان، همکاری و اتحاد برای هدف مشترک. پس انتظار این است که از طرف مقابل نخواهیم نام و عنوانش را، چون ما نمی پسندیم، تغییر دهد یا کنار گذارد. این مغایر با پذیرش طرف مقبل است. شاهزاده رضا فرزند شاه ایران بوده و در عرف جهان امروز، عنوان شاهزاده حق ایشان است.البته حتی خود ایشان هم در به کار بردن این عنوان اصراری ندارند، ولی به باور من، این مسائل به ظاهر جزئی نشانه ی پذیرش و احترام است و این مقدمه ای است برای واکنش متقابل طرف دیگر و رفع دشمنیها.
2. فرموده اید:"اگر نظام پادشاهی به تنهایی عامل دیکتاتوری نباشد، با شناختی که از طرفداران فعلی نظام پادشاهی وجود دارد، احتمال تحمیل استبداد و سرکوب آزادی‌ها بسیار است". جناب سخن، اگر منصفانه قضاوت کنید، می بینید که اکثریت نیروهای درگیر در صحنه ی سیاست ایران دارای پیشینه ای سرشار از اشتباههای گاه ویرانگر بوده اند؛ نظام حاکم، اصلاح طلبان جمهوری اسلامی، نیروهای چپ، جبهه ی ملی و حکومت آریامهری. وضع کنونی ایران نتیجه ی اشتباههای همه ی این نیروهاست؛ اینکه تنها حاضران در حکومتها، آن هم بخشی از آنان، را مقصر بدانیم و دیگرانی را که به حکومت نرسیدند، اما یا خواستشان دیکتاتوری خودشان بود یا کنش سیاسیشان از عوامل اصلی دیکتاتوری کنونی، منزه بدانیم، ویرانگر است. شما نظری منفی به گروهی دارید که طرفدار نظام آریامهری اند و به نام سلطنت طلب شناخته می شوند، اما نخست اینکه این افراد متعلق به نسل گذشته اند و رو به فراموشی، و دوم اینکه هم نسلان آنها، که با شما خاستگاه فکری یکسانی دارند (چپهای سنتی)، نه با خواست دمکراسی با نظام آریامهری جنگیدند و نه نتیجه ی کنششان نظامی بهتر به بار آورد و نه امروز به دنبال دمکراسی اند.
3. فرموده اید:"در یک کشور با بافت قومی و فرهنگی مختلف در دورانی که رسانه‌های مدرن، اطلاعات شرق و غرب عالم را به آگاهی مردم می‌رسانند، وجود یک شخص به نام پادشاه ضامن به هم پیوستگی مردم نیست بل‌که عواملی مانند برابری حقوق اقوام و اقلیت‌ها و ایجاد حس مالکیّت بر کل سرزمین و خارج کردن قدرت و ثروت کشور از انحصار مرکزنشینان و تقسیم عادلانه‌ی آن میان تمام بخش‌های ایران، این پیوستگی را با، یا، بدون پادشاه به وجود خواهد آورد".
دوست گرامی، خودتان یک پاراگراف بالاتر گفته اید:"آقای رضا پهلوی به عنوان یک کنش‌گر سیاسی نباید صرفاً دنباله‌روی خواست مردم باشد بل‌که باید بهترین راهِ حل‌ها را به مردم ارائه دهد. به فرض محال، اگر اکثریت مردم ایران، خواهان استقرار یک حکومت فاشیستی باشند، آقای رضا پهلوی نمی‌تواند آن را بپذیرد و باید راه درست را نشان دهد"، خوب نیروهای جدایی خواه کنونی مصداق همین فرمایش شما هستند، اگر بود و نبود ایران را به رای چنین فریب خوردگانی واگذاریم، یا اینکه به انتظار رشد فکری آنان باشیم، که نسلها به درازا می کشد، باید از اکنون میهنمان را پاره پاره و از دست رفته بدانیم. وضع عراق و افغانستان در غرب و شرق ما زنگ خطری جدی برای میهن دوستان است. جناب سخن، دمکراسی ناپایدار و سست این همسایگان عزیز برای ما هم قابل پیشبینی است و در شرایط خلأ قدرت و بی ثباتی سیاسی، گروههای تندروی وابسته به بیگانه دست بالا را خواهند داشت. به نظر ما، نظامی که در این شرایط نیز دارای رأسی ملی، فراسیاسی و باثبات باشد، کمتر در خطر فروپاشی است و نهاد پادشاهی نمادین، به دلایل تاریخی - فرهنگی، برای این نقش بسیار کاراتر از ریاست جمهوری نمادین است.
4.فرموده اید:"...اگر نظام پادشاهی که ادامه‌ی یک جریان چند هزار ساله‌ی تاریخی‌ست به هر دلیل سرنگون شود و به جای آن نظام جمهوری مستقر گردد، بازگرداندن جمهوری به پادشاهی، بازگشت به گذشته و امری بی‌مبنا و بی‌دلیل است و سپردن زمام امور و قدرت سیاسی برای یک مدت کوتاه و معین به دست اشخاص، امکان نضج‌گیری استبداد را کاهش می‌دهد". با این نظر شما به دو دلیل مخالفم: نخست آنکه پیشفرض شما و بسیاری دیگر را که نظام پادشاهی قدیمی و کهنه است و نظام جمهوری نظامی نو است، درست نمی دانم. اگر نگاه شما به انقلاب فرانسه و نیز آمریکا باشد، این گونه داوری خواهید کرد، وگرنه پیشینه ی نظام مشروطه ی پادشاهی، که خواست ماست، به انگلستان سده ی 17 باز میگردد و پیشینه ی نظام جمهوری به یونان باستان. دوم آنکه بنیادی ترین اصل نظام مطلوب ما هم گردش قدرت و اداره جامعه به دست برگزیدگان مردم است و نهاد پادشاهی وظیفه ای جز حفظ وحدت ملی و کیان کشور نخواهد داشت.
در پایان، اینکه نگرانی شما از پاگیری استبداد به سبب گردشی نبودن مقام پادشاهی نمادین مهم تر است یا نگرانی ما از خطر فروپاشی کشور در نبود یک مقام نمادین پایدار، با رای مردم روشن خواهد شد.
پاینده باشید
hav********@yahoo.com در ۰۵ دی ۱۳۹۰
به نظر من اشخاصی نظیر این نویسنده بیشتر در راهه حفظ رژیم قلم میزنند.
اولن تمام طرفداران رضا پهلوی مشروطه خواه نیستند و بسیاری جمهوری خواه هستند مثل خودم.
تنها راه پیروزی اتحاد بر هول ایران، و منافع ملی ، آزادی، حقوق بشر و استقلال است و اینها را پهلوی هم قبول کرده .
بعد از پیروزی مردم وقتی در صحنه بماند و قانون اساسی جدید تهیه شود چطوری کسی میتواند دیکتاتور شود؟
چطور است که جنایتکارانی مثل موسوی تبریزی به عنوان آیتاله العظما ، حجت وال اسلام ول مسلمین ...... سید ، استفاده میکنید ولی پسر یک پادشاه نمیتواند شاهزاده باشد....
خیلی ها بانی بدبختی ملت شده اند و بجای عذر خواهی هنوز میکاهند برای نسل جوان دیکته کنند و آنها را فریب دهند چون خواه هان حفظ این رژیم هستند .
zed در ۰۵ دی ۱۳۹۰
شاید هم رزومه ای است برای گرفتن شغل در نشریات کثیر اصلاح طلب خارج کشور .
koo******@yahoo.com در ۰۵ دی ۱۳۹۰
-3
متاسفانه بدلایل تاریخی و فرهنکی مردم ایران بسیار استبداد پذیر و در بت سازی بی همتاست لذا حتی بر فرض صداقت در گفتار آقای رضا پهلوی در صورت استقرار نظام پادشاهی خیلی دور نخواهد بود که فرصت طلبان ایشان و یا جانشینانشان را تا مقام خدایی بالا نبرندو همانطور که در مورد دیگران در حال حاضر شاهدیم کما اینکه شعار "خدا. شاه.میهن" را فراموش نکرده ایم. آیا اگر چنین اتفاقی در آینده افتاد فرزندان ما نباید برای تغییر مجددا هزینه های گزافی بپردازند؟ آیا ازموده را آزمودن خطا نیست؟؟
zed در ۰۵ دی ۱۳۹۰
من عجیب در درک منطق این استدلال در مانده ام . مگر همین جمهوری فعلی ولی وقیح اش به کنار ریس جمهوران ان مثل رفسنجانی و خاتمی و احمدی نژاد غیر از جمع کردن یک مشت مفت خور بادمجان دور قاب چین چه کرده اند مگر همه دیکتاتوری های دور و بر ما از قبیل پاکستان ،ترکیه و عراق جمهوری نیستند که هر چند سالی در آنها کودتا می شود . سوریه ، مصر و لیبی چطور جمهوری بودند . این جمهوری کره شمالی هم که معرف حضورتان است جمهوری بشین و پا شو روسیه چطور . فقط هند است که یک نیمچه دموکراسی دارد و ان هم به لطف سیستمی است که استعمار اینگلیس (مشروطه سلطنتی ) به جای گذشته است .
koo******@yahoo.com در ۰۶ دی ۱۳۹۰
-1
ببین دوست عزیز این نظام حاکم به لحاظ ساختار تفاوت چندانی با نظام پادشاهی ندارد فقط از نوع دینی آن است. این نظام بنوعی ادامه صفویه است چرا که بیشتر حکومت فردی است و طبق قانون اساسی رییس جمهور مقام دوم کشور است. ظاهرا شما ما را دعوت به یک دور باطل می کنی و بجای یک حکومت فردی مذهبی بزک شده با عنوان جمهوری یک حکومت فردی غیر مذهبی بزک شده باعنوان مشروطه پارلمانی را پیشنهاد میکنی !! تنها تفاوت آنها غیر از مذهب ، موروثی بودن هست که به احتمال قوی در آینده نزدیک این تفاوت هم بر طرف میشه.ضمنا از جمهوری های هم جوار گفتید. اصلاحات در ایران وترکیه در گذشته هم زمان آغاز شد رضا شاه خدا بیامرز نظام قاجار را سرنگون کرد وخود بعنوان پادشاه جانشین آن شد و علیرغم زحماتی که خود و جانشینش در جهت توسعه ایران کشیدند بواسطه فساد ناشی از حکومتهایی با ساختارهای فرد گرایانه عاقبت به انقلاب و جمهوری اسلامی ختم شد. اما آتاتورک پس از سرنگون کردن حکومت عثمانی نظام جمهوری را جایگزین کرد که علیرغم فراز و نشیبهای فراوان هم اکنون چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ اقتصادی در منطقه و جهان دارای جایگاه مناسبی می باشد . این همه بدون در اختیار داشتن مواهب منابع زیر زمینی و موقعیت استراتژیک ایران است.
zed در ۰۷ دی ۱۳۹۰
گرامی ، شما اینجا داری مغلطه می کنی زیرا از بین جمهوریهایی که نام بردم ترکیه را انتخاب کردی که امریکا در ان پایگاه دارد و چسبیده به اروپا است و در حامی ترکیه هم کردها هیچ حقی ندارند و جانشان هم بی ارزش است . این جهش اقتصادی ترکیه هم گرچه ترکها مردمان زحمت کشی هستند بیشتر بخاطر حمایت امریکا و بدبختی دیگران به خصوص ایران و عراق است . مقایسه رضا شاه با اتا ترک هم مغلطه است چون اتا ترک امپراتوری عثمانی را پشت سر داشت که تا دروازه وین هم رسید و ارتشی که در گالیپولی اینگلیس را شکست داشت و رضا شاه سرسره ناصر الدینشاه را .
beh***@me.com در ۰۵ دی ۱۳۹۰
اگر فرهنگ چاپلوسی و پاچه خواری را می‌خواهید به انتقاد بکشید، چرا اوج وقاهت اسلامی آن را مسکوت می‌گذارید. اما شعار «خدا شاه میهن» از این رو فراموش نشده است که هیچ چیزی در آن چاپلوسانه نیست و در تار و پود ایرانی ما ریشه‌ای هزاران ساله دارد. کوته فکران در مقابل آن انقلاب اسلامی می‌کنند، بلند فکران تحقیق تاریخی.
koo******@yahoo.com در ۰۵ دی ۱۳۹۰
-4
خدایی من نمیدونم چطوری روتون میشه این حرفها را بزنین هنوز نظام پادشاهی مستقر نشده چاپلوسی می کنید اکر مستقر شوید که خدا به خیر کند:)) ضمنا از نظر من چاپلوسی چه برای شاه چه امام و یا هرکس دیگری مذموم است. چه با ریشه 2500 ساله چه با ریشه 1500 ساله ,پس لطفن بجای انگ زدن کامنتها را دقیقتر بخوانید و سپس پاسخ دهید.
beh***@me.com در ۰۶ دی ۱۳۹۰
جناب، شما یک نمونه چاپلوسی از رضا پهلوی به من نشان بدهید، من از هزاران چاپلوسی نامه‌های سرگشاده و ته گشاده و کامنت‌های سایت‌های امثال جرس و غیره درمی‌گذرم!
شما یک کاربرد پروپگاندی از «خدا شاه میهن» داشتید که من نسبت به آن واکنش نشان دادم. به این دلیل ساده که تمام آنهایی که از این پروپگاندها استفاده می‌کردند، زیر عبای خمینی جلاد پنهان شدند. تمام آنهایی هم که صادقانه «خدا شاه میهن» می‌گفتند، هدفی جز دفاع از ملت و کشور و تمامیت ارضی آن نداشتند. این شاید یک شعار مدرن نباشد ولی اگر در مضون تاریخی آن بررسی نشود، نفی آن به پروپگاندی در خدمت ارتجاع تبدیل می‌شود.
دست توده‌ای ها برای ما رو شده است! این دلیل واکنش من است. اگرنه قضیه خیلی ساده است. خب شما «خدا شاه میهن» نگویید. این را که من به زبان نیاورده بودم. شما آوردید. مگر کسی شما را مجبور کرده است؟!
kourosh20 در ۰۵ دی ۱۳۹۰
-3
خدایی نمیدونم چطوری روتون میشه این چیزها را بینویسید!! هنوز نظام پادشاهی مستقر نشده این چنین چاپلوسی میکنید اگر مستقر شود خدا به داد خلق اله برسد :)) وانگهی از نظر من پاچه خواری و چاپلوسی چه برای شاه وچه برای امام وچه با ریشه 2500 ساله چه 1400 ساله مذموم است. ضمنا قابل ذکر است نظام پادشاهی با داشتن طرفدارانی مثل شما نیاز به دشمن ندارد.
beh***@me.com در ۰۶ دی ۱۳۹۰
من دیشب توضیحی نوشتم که ظاهراً در چرخ دنده‌های فنی سایت گیر کرده است. بهرحال کورش محترم، پاسخ من واکنش به رویکرد پروپگاندیستی و «توده‌ای» تو بود وگرنه تو یک نمونه چاپلوسی برای شاهزاده رضا پهلوی به من نشان بده، من از هزاران نمونه پاچه خواری سبز درمی‌گذرم!
فراموش نکن که «خدا شاه میهن» را تو بر زبان آوردی و نه کس دیگری. خُب اگر آن را دوست نداری، مثل بقیه بر زبان نیاور!
mah*******@yahoo.com در ۰۵ دی ۱۳۹۰
-2
حتی اگر تمام استدلالات سلطنت طلبان را بپذیریم چه لزومی دارد که سلطنت در خاندان چهلوی باشد ؟ در کشورهای که نظام پادشاهی است پادشاه دارای یک سابقه طولانی خانوادگی است در صورتی که چنین خصوصیتی در خانواده پهلوی وجود ندار د که مزیتی برای آنها ایجاد کند بگذریم که ظاهرا ژن افسردگی و خودکشی در این خانواده یک نکته منفی است از طرف دیگر شبهه ای وجود فرد پرستی و منفعت طلبی در اطرافیان این خانواده زیاد است پس حداکثر در صورت قبول پادشاهی باید مجددا خانواده سلطنتی توسط یک انتخابات مشخص بشود ( با پذیرش حق کاندیدایی خانواده پهلوی) در اینصورت بسیاری از سلطنت خواهان منفعت طلب هم دور این خانواده را خالی میکنند گرچه این حرفها در حال حاضر مصداق ضرب المثل " یکی رو تو ده راه نمی دادند آدرس خونه کدخدا رو میگرفت"
koo******@yahoo.com در ۰۶ دی ۱۳۹۰
-2
فکر میکنم اگر بنا به انتخابات باشه اعقاب قاجاریه شانس خوبی داشته باشند چون هم قدمت بیشتری دارند هم از نظر نماد ایجاد اتحاد ایرانیان، با توجه به اینکه پادشاهان قاجار از اقصی نقاط ایران دختر و عروس برده اند وبنوعی داماد کل اقوام ایرانی هستند میتوانند این نقش را خیلی قوی اجراکنند. ضمنا چون قاجاریه بصورت ژنتیک خوش بنیه هستند در آینده مشکلات کمتری برای جانشینی خواهیم داشت.
koo******@yahoo.com در ۰۶ دی ۱۳۹۰
-2
فکر میکنم اگر بنا به انتخابات باشه اعقاب قاجاریه شانس خوبی داشته باشند چون هم قدمت بیشتری دارند هم از نظر نماد ایجاد اتحاد ایرانیان، با توجه به اینکه پادشاهان قاجار از اقصی نقاط ایران دختر و عروس برده اند وبنوعی داماد کل اقوام ایرانی هستند میتوانند این نقش را خیلی قوی اجراکنند. ضمنا چون قاجاریه بصورت ژنتیک خوش بنیه هستند در آینده مشکلات کمتری برای جانشینی خواهیم داشت.
شمس علی میرزا در ۰۵ دی ۱۳۹۰
همین که در یک نشریه به اصطلاح سیاسی سعی میکنید با این جمله
"گمان نمی‌کنم این توضیحْ ضروری باشد که این‌جانب طرفدار نظام جمهوری هستم..."
باور های خود را توجیه کنید، نشان از ضعف شما دارد! بقیه نکات بماند برای بعد.
lov********@yahoo.com در ۰۵ دی ۱۳۹۰
باز سخن من رو دوست خود نویس سانسور کرد چون از شاه طرفداری کردم.دادا اگه شما هم نزاری کسی مثل من هم سخنم رو بگم وخط قرمز شما هم پس از 32 سال فحش وناسزا به ان بزرگ مرد باشه پس .......... تورو به زیبای دموکراسی قسم که نگزارید که از گفتن بیزار شوم.بگو کجای نوشتم بد بود تا شاید دل شکستم از شما جبران شود.اینا که تو نظام جمهوری دست وسرمو شکوندن
-----------
خودنویس: کدام کامنت شما منتشر نشده است؟
کوشا در ۰۵ دی ۱۳۹۰
-1
تنها یک دلیل برای رد نظام پادشاهی کافی هست و آن این هست که من ، تو و او ، همه ما شانس برابری برای شاه شدن نداریم. اگر یک روزمردم ازپادشاه ناراضی بودند چه کار باید بکنند؟ او را خلع کنند و پسرش را شاه کنند؟ و یا اینکه انقلاب کنند و حکومت جمهوری اسلامی بر پا کنند و اگر از دست ولی فقیه ناراضی بودند، چه کنند؟ حتما باید نظام پادشاهی را برگردانند!!!!

کوشا
zed در ۰۶ دی ۱۳۹۰
بلاخره یک کلمه منطقی در باره رد پادشاهی مشروطه خواندیم . دوست گرامی ما در مورد ایران صحبت می کنیم و شرایط ایران را در نظر می گیریم .من شخصان امیدوارم که آقای رضا پهلوی به سلطنت برسد به شرطی که دختران ایشان جانشین ایشان شوند و این بسیار برای روحیه زنان ایران و وجهه جهانی ایران خوب خواهد بود و بسیار از خاطره منفی خمینی و اسلامگرایی در نظر جهانیان خواهد زدود .
در مورد اینکه در یک جمهوری همه می توانند ریس جمهور شبوند این البته روی کاغذ بسیار صحیح است ولی آیا در عمل اینطور است ؟ من و شما اگر تبعه امریکا و در آنجا هم به دنیا آماده بودیم شانس پادشاه ایران شدنمان بیشتر است .آیا شما می دانید چه مخارجی و چه دست هایی پشت انتخاب ریس جمهوری امریکا وجود دارد ،حالا کشور اسلام زده ما که دیگر هیچ . عاقبت جمهوری های اطراف ما و روسیه و کره شمالی هم که برای همه روشن است . آنچه برای دموکراسی بسیار لازم است رشد اقتصادی و فرهنگی و زدودن فرهنگ اسلامی و عرب زده از مملکت ما است .
koo******@yahoo.com در ۰۶ دی ۱۳۹۰
-2
فکر میکنم اگر بنا به انتخابات باشه اعقاب قاجاریه شانس خوبی داشته باشند چون هم قدمت بیشتری دارند هم از نظر نماد ایجاد اتحاد ایرانیان، با توجه به اینکه پادشاهان قاجار از اقصی نقاط ایران دختر و عروس برده اند وبنوعی داماد کل اقوام ایرانی هستند میتوانند این نقش را خیلی قوی اجراکنند. ضمنا چون قاجاریه بصورت ژنتیک خوش بنیه هستند در آینده مشکلات کمتری برای جانشینی خواهیم داشت.
koo******@yahoo.com در ۰۶ دی ۱۳۹۰
-2
ببین دوست عزیز این نظام حاکم به لحاظ ساختار تفاوت چندانی با نظام پادشاهی ندارد فقط از نوع دینی آن است. این نظام بنوعی ادامه صفویه است چرا که بیشتر حکومت فردی است و طبق قانون اساسی رییس جمهور مقام دوم کشور است. ظاهرا شما ما را دعوت به یک دور باطل می کنی و بجای یک حکومت فردی مذهبی بزک شده با عنوان جمهوری یک حکومت فردی غیر مذهبی بزک شده باعنوان مشروطه پارلمانی را پیشنهاد میکنی !! تنها تفاوت آنها غیر از مذهب ، موروثی بودن هست که به احتمال قوی در آینده نزدیک این تفاوت هم بر طرف میشه.ضمنا از جمهوری های هم جوار گفتید. اصلاحات در ایران وترکیه در گذشته هم زمان آغاز شد رضا شاه خدا بیامرز نظام قاجار را سرنگون کرد وخود بعنوان پادشاه جانشین آن شد و علیرغم زحماتی که خود و جانشینش در جهت توسعه ایران کشیدند بواسطه فساد ناشی از حکومتهایی با ساختارهای فرد گرایانه عاقبت به انقلاب و جمهوری اسلامی ختم شد. اما آتاتورک پس از سرنگون کردن حکومت عثمانی نظام جمهوری را جایگزین کرد که علیرغم فراز و نشیبهای فراوان هم اکنون چه به لحاظ سیاسی و چه به لحاظ اقتصادی در منطقه و جهان دارای جایگاه مناسبی می باشد . این همه بدون در اختیار داشتن مواهب منابع زیر زمینی و موقعیت استراتژیک ایران است.
hav********@yahoo.com در ۰۷ دی ۱۳۹۰
با سلام
یعنی سیستم مشروطه در اینگلیس شبهه حکومت اسلامی ایران است؟
koo******@yahoo.com در ۰۷ دی ۱۳۹۰
-2
نه هیچ شباهتی ندارند اما قانون اساسی مشروطه سلطنتی ایران هم در بدو امر چیز دیگری بود ولی نهایتاً شکل دیگری اجرا شد.
zed در ۰۷ دی ۱۳۹۰
اگر شما بودی چطور ان قانون را اجرا می کردی؟ به زنان حق رای نمی دادی ، پنج آخوند را می گذاشتی که همه قوانین مترقی و مدنی را رد کنند همه بهائیان را از کار بیکار می کردی ؟
koo******@yahoo.com در ۰۸ دی ۱۳۹۰
اگر من بودم سلطنت می کردم نه حکومت. بجای اینکه مسایل و عقب افتادگیهای اقتصادی و اجتماعی را با دستور و بزور حل و فصل کنم فضای نقد کردن و نقد پذیری را در جامعه ایجاد و تضمین میکردم آنهم نه در آخر کار از سر استیصال و بلکه از ابتدا و در اوج محبوبیت وبه نیروهای اجتماعی فرصت رشد و بالندگی را در این فضا میدادم . در اینصورت نیروهای اجتماعی کار خودشون را انجام میدادند آهسته اما استواربسوی توسعه وپیشرفت .این پروسه طولانی و نفسگیر است اما نتایجش پایدار است اگر حتی میوه آن در زمان محمد رضا شاه قابل چیدن نبود در زمان جانشینش بود . افسوس که سلسله پهلوی در دو نسل فرصت سلطنت کردن را از دست داد ودیگر برای امتحان سومین بار دیر است.
hav********@yahoo.com در ۰۷ دی ۱۳۹۰
khob با این طرزه فکر هر نظامی میشود دیکتاتوری
شما چند نکته مهم را فراموش میکنید ،زمان دیکتاتوری گذشته ، پهلوی که بعد از سرنگونی این نظام شاه نخواهد شد. اول مردم باید انتخاب کنند چه نظامی میخواهند.
قانون اساسی جدید تری تنظیم میشود که جایی برای دیکتاتوری نخواهد گذاشت.
شما بیشتر مغرض به نظر میآین تا منصف.
koo******@yahoo.com در ۰۶ دی ۱۳۹۰
مدیر محترم سایت خودنویس لطفا اعلام فرمایید متوسط زمان لازم برای بررسی کامنتها و سپس درج آنها چقدر است ؟ بعضا اتفاق افتاده که کامنتی را پس از چند ساعت از ارسال درج نموده اید . فاصله زیاد زمان این بررسی موجب اتلاف وقت کاربران و سردی در موضوعات مورد بحث است.
--------
خودنویس: به خاطر تعطیلات، زمان انتشار کامنت‌ها اندکی طولانی شده که عذر می‌خواهیم
you***@gmail.com در ۰۶ دی ۱۳۹۰
فقط من باب اشاره خواستم بگم. خواننده های این متن لطفن کامنتها رو دوباره بخونن و قضاوت کنن در مورد مخالفها و موافقها.
خیلی راحت میشه در مورد متن قضاوت کرد.
1 2 next مجموعه نتایج: 24 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

کیانوش رمضانی و جایزه مهمی برای کارتون ایران

کیانوش رمضانی و جایزه مهمی برای کارتون ایران
در میان خبرهای تلخ در باره محکومیت یک کارتونیست به تحمل ۲۵ ضربه شلاق، اخیرا اولین جایزه بنیاد جهانی «کارتون برای صلح» به طور مشترک به فیروزه مظفری، حسن کریم زاده، مانا نیستانی و کیانوش رمضانی تعلق گرفت. جایزه‌ای که از دست کوفی عنان گرفتند. با کیانوش رمضانی در این باره گفتگو کرده‌ایم....
هنرستان | خودنویس

مهدی خردزاده: انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، دغدغه حکومت نیست

مهدی خردزاده: انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، دغدغه حکومت نیست
یک کارشناس سیاسی با بیان اینکه «بازگشت به دوران پیش از ۸۸ با حذف احمدی‌نژاد» به هیچ‌وجه برای جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نیست؛ دو مشکل اصلی حاکمیت را «پرونده هسته‌ای و شکاف و بریدن نیروهای وفادار به حاکمیت» می‌داند و می‌گوید از این‌رو حاکمیت تصمیم گرفته فعلا مسائل داخلی را براساس «توان نظامی» و «کنترل» پیش ببرد؛ مراقب «شکاف‌های خطرناک» باشد و عمده سرمایه خود را صرف بحران خارجی کند....
سیاست | سروش جعفری

حامیان احمدی‌نژاد: مصباح یزدی دروغ‌گو و متوهم است

حامیان احمدی‌نژاد: مصباح یزدی دروغ‌گو و متوهم است
یکی از حامیان احمدی‌نژاد در مطلب تندی به شدت به حیدر مصلحی٬ وزیر اطلاعات دولت حمله کرده و وی را تحت تاثیر سخنان «متوهمانه و کذب و دروغ» محمدتقی مصباح یزدی دانسته است. در رویدادی دیگر یکی از مخالفان مشایی هم عکسی را در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد که باعث ایجاد بحث ذیل آن شده و فرزند احمدی‌نژاد هم با شرکت در آن به دفاع از مشایی پرداخته است....
سیاست | سروش جعفری

شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه آلمانی: وضعیتم مشابه سلمان رشدی نیست

شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه آلمانی: وضعیتم مشابه سلمان رشدی نیست
شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه‌ی آلمانی «تاتس»، با بیان اینکه تهدید به مرگ را بسیار جدی گرفته، گفته است که وضعیتش با نویسنده کتاب آیات شیطانی متفاوت است....
جامعه | سروش جعفری

هم‌گرایی نهادها برای فتح رسانه های دیجیتال

هم‌گرایی نهادها برای فتح رسانه های دیجیتال
از صدا و سیما تا سازمان تبلیغات اسلامی و نهادهای مخابراتی، سر هرچیز که با هم اختلاف داشته باشد بر سر یک موضع متحد شده اند: مبارزه با فضای موجود اینترنت....
علمی-فن‌آوری | نسترن فرمانیان

ما را دنبال کنید