نفرین منابع یا نگاهی اقتصادی به نوشته نیک آهنگ کوثر
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
در اقتصاد به شما یاد میدهند که اول هر تحلیل را با جمله «سایر شرایط ثابت فرض شده است» شروع کنید. من اسمش را میگذارم یک جور رفع مسوولیت و شاید هم راه دررو! هر کی بهت گیر داد که فلان مساله را در نظر گرفتی میگویی آن را ثابت فرض کردهای! این مقدمه را نوشتم که بگویم در این نوشته هم سایر شرایط ثابت فرض شده است.
برای مطلبی که آقای کوثر نوشتهاند یک تئوری اقتصادی وجود دارد به نام «نفرین منابع» یا «پارادکس فراوانی[نعمت]». نفرین منابع به این نکته یا تناقض اشاره میکند که مناطق و کشورهایی که دارای منابع تمام نشدنی هستند به خصوص منابع تجدید ناپذیر مانند نفت، رشد و توسعه اقتصادی کمتری را نسبت به کشورهایی با منابع به مراتب کمتر، تجربه میکنند.
این امر میتواند به دلایلی مثل کاهش رقابت در سایر بخشهای اقتصادی، نوسانات فراوان درآمد دولت به دلیل نوسانات قیمت منابع طبیعی در بازارهای جهانی، مدیریت غلط منابع یا فساد در دولت حاصل شود. این نظریه در دهه هشتاد میلادی داده شده و مطالعات زیادی هم در این زمینه انجام شده است.
وجود منابعی مثل نفت می تواند آثار مخرب فراوانی برای یک کشور داشته باشد. به طور مثال، داشتن نفت فراوان، معمولا به نزاع میان دولت و ملت، یا نزاعهای درون حکومتی یا بین گروهی میانجامد که به دنبال دریافت سهم خود هستند. مردم به دنبال سهم خود هستند و متناسب با روی کار آمدن دولتهای مختلف احتمالا افراد وابسته به حکومت نیز به دنبال سهم خود. به این اضافه کنید یک تمایل بینالمللی برای وجود تشنج در مناطق دارای به طور مثال نفت را. این فشارها گاهی در حدی است که فرصت سرمایهگذاری مجدد در منابع را از کشور میگیرد مثلا با وضع تحریمها.
این فشارها حتی ممکن است که منجر به بروز جنگها، یا تغییر رژیمها شوند. از دیگر آثار مخرب داشتن منابع طبیعی، همان طور که آقای کوثر هم اشاره کردند، عدم پاسخگویی دولت به ملت است زیرا که درآمدش را مردم تامین نمیکنند که بتوانند طلب کار دولت باشند. عدم سرمایهگذاری در منابع انسانی، بیماری هلندی که منجر میشود که بخشهایی مثل کشاورزی و صنعت قدرت رقابت خود در بازار جهانی را از دست بدهند، نوسانات درآمدی و وابستگی بودجه دولت به تصمیمات و اتفاقات بینالمللی، اقتصاد یک بعدی و در نهایت همان طور که آقای کوثر هم اشاره کردند، فساد فراوان و سطح پایین آزادی و دموکراسی در این کشورها از دیگر آثار مخرب وجود منابع طبیعی فراوان است.
Subscribe to comments feed نظرات (2 نوشته شد):
من به این نتیجه رسیده ام که شما کل متن را نمی خوانی یا اگر هم می خوانی انقدر می خواهی که جواب بدهی و ذهنت مشغول پاسخ خودت است که برخی از سطور را جا می اندازی.
در اول نوشته "فرض ثابت بودن سایر شرایط" برای همین آمده. بعدش هم در کانادا و استرالیا بخش عمده درآمد دولت از مالیات تامین می شود و نه فروش منابع طبیعی....ایران و امثالهم درآمد دولت وابسته به فروش نفت است.
سرهنگی از دوستان پدرم که در مهندسی ارتش بود می گفت یکبار که شهبانو سال ۱۳۵۴ به جنوب شرقی ایران سفر کرده بود و بیکاری و فقر شدید را دیده بود گفته بود که چرا در سختان پایگاه چهار بهاراز کارگران بومی بجای کارگران ساده پاکستانی و فیلیپینی استفاده نمی شود .
خلاصه مطلب دستور شهبانو بود و کاری نمی شد کرد ، فرمانداری ها و تدارکات ارتش بسیج شدند که این مهم را انجام دهند .قرار شد روزی صد تومان که برابر حقوق کارگران خارجی بود به آنها مزد بدهند و حتا جیره نظامی هم برای آنها و خانواده آنها در نظر گرفته شود برای حمل و نقل هم از کامیون های ارتش استفاده شود .
پایگاه چهار بهار از حد اکثر الویت برای ارتش برخوردار بود و لایق ترین افراد ارتش در این پروژه به کار گرفته شده بودند .
این عمل از نظر اقتصادی برای مملکت بسیار عالی و بسیار هم هم وطن پرستانه بود
حالا فکر می کنید نتیجه چه شد ؟ ماه اول کارگران به سر کار آمدند و حقوق و جیره گرفتند . از ماه دوم تقریبا هیچ کس نیامد و حرف فرماندار چاه بهار که می گفت اینها وقتی حقوق بگیرند دیگر نه خواهند آمد درست از آب در آمد . کامیونهای آرشی ساعت ها متال می شدند و درجه داران نگون بخت در به در دنبال آقایان می گشتند و در چند مورد کار به در گیری هم کشید . بعد از چند ماه عطای پروژه کاریابی برای استان ساحلی به لقایش بخشیده شد .
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید