مهمترین کارهایی که خودنویس تا کنون انجام نداده است
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
«خودنویس» همهی ما هستیم بنابراین وقتی خودنویس را مخاطب قرار میدهیم در اصل خود را مخاطب قرار میدهیم. کارهایی که خودنویس تا کنون انجام نداده است در اصل کارهاییاست که خودِ ما انجام ندادهایم. هر یک از ما در گوشهای از جهان زندگی میکنیم و کم و بیش با مردم و فرهنگ محلی که در آن زندگی میکنیم آشنا هستیم. اگر هم آشنا نباشیم، با آن مردم و فرهنگشان برخورد داریم و رفتار و کردارشان را در زندگی روزمره میبینیم. مثلاً در خاوردور سختکوشی میبینیم، در اروپا نظم، در امریکا موقعیتجویی (اینها مثالهاییست ذهنی از باب آغاز بحث نه عمدهترین خصائل فرهنگی یا مادی و معنوی). در ایرانِ شگفتآفرینِ خودمان نیز با هزاران پدیدهی غریب روبهرو هستیم که شرح هر یک از آنها باب گفتوگویی را خواهد گشود پایانناپذیر. از همینجا پلی میزنیم به امکاناتی که ارتباطات مدرن و بخصوص رسانههای اینترنتی در اختیار ما قرار دادهاند. یکی از این امکانات، شناخت مردم و فرهنگ جوامع مختلف است. پیش از این اگر کسی، مثلاً با فرهنگ مردم ژاپن آشنا میشد، باید مثل دکتر هاشم رجبزاده سلسله مطالبی پیرامون فرهنگ ژاپن در مجلهای مانند «بخارا» مینوشت تا دیگران با گوشههایی از این فرهنگ آشنا شوند. اکنون وبنویسانی که در ژاپن زندگی میکنند میتوانند هر آنچه را که میبینند و تجربه میکنند به فارسی بنویسند و از طریق رسانههایی مانند خودنویس منتشر کنند.
در اینجا دیگر با نظر یک شخصیت فرهنگی در بارهی مردم ژاپن و فرهنگ آن سر و کار نداریم بلکه این نظر میتواند نظر یک دانشجو، یک کارگر، یک کارمند یا هر کس دیگر باشد. تا دو سه سال پیش که خانم اکرم دیداری در «بتل» آلاسکا وبلاگ «ستاره قطبی» را مینوشت من خوانندهی پر و پا قرص این وبلاگ و بینندهی عکسهای ایشان بودم. برای من جالب بود که بدانم یک ایرانی در بارهی سرزمینهای یخزده و اسکیموها چه مینویسد و مردم آن دیار دورافتاده را چگونه میبیند.
باز از همینجا گریزی میزنم به بیسوادی عمومی ایرانیان -که یکی از آنها خودِ من هستم- نسبت به فرهنگ دیگران؛ نه تنها فرهنگ دیگران که حتی فرهنگ خودمان. به عبارتی نه تنها ایرانیانی که در ژاپن زندگی میکنند، آنطور که باید و شاید ژاپن و مردماش را نمیشناسند، بلکه ایرانیانی که در ایران زندگی میکنند نیز ایران و مردماش را نمیشناسند. ممکن است این سخن من اغراقآمیز به نظر آید حال آنکه اینطور نیست و یک پرسوجو از خودمان به ما نشان میدهد که از این سرزمین بزرگ کجاهایش را دیدهایم و با مردمان کدام قسمتهایش آشنا شدهایم. باعث تعجب خواهد بود که اگر بدانیم بسیاری از روشنفکران ما که نسخههای جهانی میپیچند، کمتر به سفر میروند و نه تنها کمتر به سفر میروند بلکه کمتر پا از خانه و کتابخانه بیرون میگذارند و ایران و جهان را فقط از طریق کتاب و وسایل ارتباط جمعی میشناسند، و این کافی نیست.
رسانههای اینترنتی باید به ما این انگیزه را بدهند که شال و کلاه کنیم و به سلولهای اجتماعی که در آن زندگی میکنیم نفوذ کنیم و از آنها اطلاعات دستِ اوّل و بیواسطه به دست آوریم. بعد، آنها را منتشر کنیم و در معرض قضاوت خوانندگان قرار دهیم. سابق بر این، چنین امکانی وجود نداشت؛ امروز اما وجود دارد و باید از این امکان استفاده کنیم. باید توجه داشت که نوشتن در بارهی چنین موضوعی، نوشتن سفرنامه یا ثبت خاطرهی وبلاگی نیست و نیاز به مقدماتی دارد که شاید بعدها در بارهی آن صحبت کنیم.
شناخت فرهنگهای مختلف و متفاوت، تولرانس را در ما تقویت میکند. پلورالیسم زمانی مفهوم پیدا میکند که تعدد را واقعاً به چشم ببینیم و قبول کنیم چنین چیزی وجود دارد. وقتی جز خودمان کسی را نبینیم، خود را محور کائنات قرار میدهیم و گمان میکنیم جهان و کهکشان، حول ما در حال گردش است حال آنکه با شناخت فرهنگها، تبدیل به جزئی –آنهم جزء بسیار کوچکی- از جهان فرهنگی و هفت میلیارد مردم ساکن زمین خواهیم شد.
از مهمترین کارهایی که خودنویس تا کنون انجام نداده است، انتقال تجربهی خودنویسنویسان است از برخورد با مردم و فرهنگ سرزمینهای مختلف، از جمله ایران. عادی شدن نگاه ما به پیرامون نباید موجب شود گمان کنیم این مسائل برای دیگران نیز عادیست. هر چه دیدِ ما نسبت به جهان وسیعتر شود، تعصب از ما دورتر و سازش با فرهنگها آسانتر میشود. این یکی از کارهاییست که خودنویس تاکنون انجام نداده است. قطعاً کارهای دیگری نیز هست که علاقمندان به این مبحث به آن اشاره خواهند کرد.
Subscribe to comments feed نظرات (1 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید