حمله به جمهوری اسلامی، حمله به ایران نیست
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
حمله به جمهوری اسلامی حاکم بر ایران، با هدف انهدام و از کار انداختن ماشین جنگی، سرکوب و تبلیغاتی رژیم اسلامی و از بين بردن تهديدات آن رژيم عليه صلح جهاني، به شرطی که آسیبی به زیرساختهای اقتصادی ایران و مردم ایران وارد نیاید و سربازان خارجی پای به خاک ایران نگذراند، جنگ علیه ایران محسوب نمیشود.
برای شروع این بحث، باید حمله به جمهوری اسلامی و حمله به ایران را جداگانه تعریف کنیم.
هر حملهای، زمانی حمله به ایران تلقی میشود که در آن، اماکن مسکونی و اموال عمومی و همچنین زیرساختهای اقتصادی نظیر بنادر، فرودگاهها، پل و جادهها، کارخانجات هدف قرار گیرد. ورود سرباز بیگانه به کشور نیز حکم حمله به ایران و تجاوز به خاک ایران را دارد.
اما هر حملهای که ماشین جنگی و سرکوب و مراکز قدرت و تبلیغاتی رژیم را هدف قرار دهد، تا قدرت جمهوری اسلامی در تهدید صلح جهانی و همچنین سرکوب مردم ایران تقلیل یابد، حکم حمله به جمهوری اسلامی را دارد.
در همین راستا تحریم همهجانبه اقتصادی و سیاسی نیز در واقع حمله به جمهوری اسلامی محسوب میشود چرا که هدف قرارگرفتن منابع مالی و مشروعیت سیاسی رژیم، میتواند منجر به سلب قدرت رژیم در سرکوب مردم و تهدید صلح جهانی گردد.
با در نظر گرفتن تعاریف بالا و قائل شدن تفاوت میان حمله به جمهوری اسلامی با حمله به ایران، به آنچه که اینروزها در رابطه با امکان شروع جنگ میان غرب و یا اسراییل با جمهوری اسلامی مطرح است میپردازیم.
با بالا گرفتن بحث جنگ،عدهای هم پشت نام ایران سنگر گرفته و بدون آنکه تفاوت حمله به جمهوری اسلامی و حمله به ایران را مد نظر قراردهند، با کلیگویی وگاه عوامفریبی، تحت پوشش دفاع از ایران مستقیم و یا غیرمستقیم از جمهوری اسلامی دفاع میکنند.
اینگونه مخالفین جنگ، عامدانه، هیچ تفکیکی میان جمهوری اسلامی و منافع آن با ایران و منافع آن قائل نمیشوند و به شکلی کلی از لزوم محکومیت حمله به جمهوری اسلامی ایران صحبت میکنند، در حالیکه جمهوری اسلامی و ایران میباید از هم جدا و هر کدام از آنها جداگانه تعریف شوند.
منافع جمهوری اسلامی لزوما منافع ایران نیست و منافع ایران نیز منافع جمهوری اسلامی تلقی نمیشود .«جمهوری اسلامی حاکم بر ایران» بهترین عنوانی است که میتواند مورد استفاده قرار گیرد لذا در تعریفی کامل میتوان گفت: جمهوری اسلامی حاکم بر ایران، نه تنهاهیچ «مخرج مشترکی در منافع» با کشور ایران ندارد و بلکه تفاوت ماهوی در نوع منافع نیز با ایران دارد.
حال سوال اصلی اینجا مطرح میشود که چرا هر زمان بحث تهدید منافع جمهوری اسلامی به میان میآید، این منافع که هیچ ربطی به منافع ایران ندارد از سوی عدهای به منافع ایران گره زده شده و فریاد وطن وطن مجازی آن عده، گوش فلک را کر میکند و آنگاه که تهدیدها از سر جمهوری اسلامی رفع گردید، همان وطن وطن گویان، کلمهای از وطن باز نمیگویند و ساکت میشوند؟
آیا حمایت از ضربه زدن به حاکمیتی که در دشمنی آن با ایران و ملت ایران هیچ تردیدی نیست، کاری ضدّ ملی و بالعکس سعی در حفاظت از منافع چنین حاکمیتی، کاری میهنپرستانه محسوب میشود؟
طی ۳۳ سال گذشته، ماشین سرکوب جمهوری اسلامی هزاران ایرانی را به خاک و خون کشیده است، اما این وطنپرستان موضعی و مصلحتی که هیچگاه بشکل جدی از لزوم توقف ماشین سرکوبی که به زنان و مردان تجاوز و هموطنانشان را شکنجه وکشتار میکند، سخنی نگفتهاند، ناگهان برآشفته از امکان اقدام نظامی و حتی اقتصادی علیه چنین حاکمیتی، با سپر گرفتن زیر نام ایران و مثلا در مخالفت با جنگ، به زمین و زمان نامه و بیانیه و طومار ارسال میکنند!
وطن بدون هموطن، تنها تکهای خاک است که معلوم نیست فردا چه کسی ساکن آن شود و آنرا اشغال نماید. چگونه میتوانیم قبول کنیم که کسی وطنپرست باشد اما «هموطن دوست» نباشد؟ چگونه میشود رنج و محنتهای هموطن را نادیده گرفت و برای پایان دادن به آن رنجها هیچ نیاندیشید و آنگاه از عشق به وطن سخن راند؟ وطنپرستی بدون «هموطندوستی» دروغی بزرگ است و بس.
البته از دیدگاه وطنپرستان «هموطن ناپرست» کلمه هموطن، کاربردی دیگر دارد، کاربردی که هر گاه بحث تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی به میان میآید، عینیت مییابد و آنها چنین ادعا میکنند که تحریم اقتصادی هموطنانمان را تحت فشار قرار میدهد!
آنها در حالی چنین توجیهی را در رد تحریمها علیه جمهوری اسلامی مطرح میکنند که خود هرگز به این سوال پاسخ نمیدهند: سود مردم ایران از اینهمه در آمد نفتی چیست؟ مگر هم اکنون مردم ایران، سهمی از اقتصاد ایران میبرند که در صورت تحریم اقتصادی از آن محروم شوند؟
با یادآوری مجدد این نکته که جنگ با جمهوری اسلامی حاکم بر ایران، به معنای جنگ با ایران نیست بنابراین، در صورت وقوع جنگی میان غرب یا اسرائیل با جمهوری اسلامی، غرب و اسرائیل را دشمن خود نخواهیم دانست به شرطی که در چنین جنگی، آسیبی به مردم ایران و زیرساختهای اقتصادی ایران وارد نشود و سربازی خارجی ،پای به خاک ایران نگذارد.
همانقدر که نمیخواهیم کشوری ویران داشته باشیم، به همان اندازه نیز نباید راضی شد که به عنوان کشوری ویرانگر و تهدیدکننده صلح در جهان شناخته شویم، لذا هر گونه اقدامی برای توقف تهدیدات جمهوری اسلامی علیه صلح جهانی و نیز با هدف انهدام و از کار انداختن ماشین جنگی، سرکوب و تبلیغاتی رژیم، به شرطی که اشغال و ویرانی ایران را به دنبال نداشته باشد، علاوه بر اینکه جنگ علیه ایران و مردم ایران تلقی نمیشود بلکه میتواند به شکلی، کمک به مردم ایران برای سرنگونی رژیم اسلامی حاکم بر ایران نیز باشد.
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (5 نوشته شد):
My friend, you speak for yourself and for yourself alone. NOT the Iranian public.
لابد بعدش شرکت های جامعه جهانی(بخوانید امریکا و هم پیمانان) مفت و مسلم از نو بهتر برای ما و لیبیایی ها و عراقی ها میسازند. اگر قوه اشغال گر اباد کننده بود الان بعد ده سال افغانستان گلستان بود. جنگ و آدم کشی با این چیز ها سخت توجیه بشه.
ارادت
محب علی
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید