اتحاد کلید آزادی است
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
آیا سران اپوزیسیون این توانایی و پتانسیل را ندارند که برسر یک اصول مشترک که میتواند «انحلال جمهوری اسلامی» را در پی داشته باشد گرد هم آیند؟ آیا وقت آن نرسیده که تمام گروههای سیاسی با هر فکر و اندیشهای کنار هم نشسته و برای از میان برداشتن دیو استبداد از صحنه سیاسی ایران چارهای بیاندیشند؟ در ایران دمکراتیک به کسی گفته نخواهد شد که فلان گروهی حق استفاده از آزادی را ندارد. در ایرانی دمکراتیک سلطنتطلب، اصلاحطلب، ملیتخواهان و تمام اقشار مختلف دارای حقی مساوی خواهند بود بنابراین ما موظف هستیم که متحد شویم.
رژیمی که برای تثبیت و حفظ قدرت خود متوسل به زور و اسلحه میشود، به هر راه ممکن جهت سرپوش گذاشتن بر بحرانهایی که موجودیت آن را تهدید میکند روی میآورد. جنبش مردمی بعد از انتخابات ۸۸، با تمام نیرو رژیم استبدادی جمهوری اسلامی را به چالش کشید تا از حریم آزادی در ایران دفاع کند. رژیم هم با خشونتی که از خود نشان داد به ظاهر توانست جنبش مردمی را سرکوب نماید. هم اکنون سوال اساسی این میباشد که چطور میتوان این جنبش را دوباره از حالت سکون در آورده و درصحنه سیاسی فعال کرد؟ در فروکش کردن این جنبش چه کسانی مسئول هستند؟ چه انتظاری از پوزیسیون و اپوزیسیون در فعال ساختن مجدد جنبش میتوان داشت؟
در هفته گذشته شاهد سخنان خانم هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه امریکا بودیم که در صدد آن بودند توجیه نمایند که به چه دلیلی از جنبش سبز حمایت لازم را نکردهاند. در پاسخ به صحبتهای خانم کلینتون چراهایی وجود دارد که باید به بحث در مورد آن پرداخت. اگر حمایتی که انتظار ما بود که آن را دریافت نکرده ایم، باید مقصر اصلی آن را اپوزیسیون خارج از کشور دانست. با اینکه علل مختلفی میتوان بیان کرد اما اصلی ترین علت آن عدم تمرکز و انسجام نیروهای برون مرزی جنبش سبز بود که نتوانستند در صحنه سیاسی بینالمللی جای پایی برای خود باز کرده و بر اساس معیارهای آن باب مذاکره را متفقا برقرار نمایند. پراکندگی نیروها موجب عدم موفقیت جنبش در صحنه جهانی گردید. افراد زیادی با عناوین مختلف به نمایندگی از طرف جنبش در صحنه به راه افتاده و به چالشهای انفرادی پرداختند که باعث سردرگمی نیروهای بینالمللی که در صدد شناخت و رابطه با جنبش بودند، گردیدند.
چندی قبل بحثی بنام تشکیل «کنگره ملی» و تشکیل «دولت موقت در تبعید» بازتاب گستردهای در صحنه سیاسی داشت. این موضوع بطور جدی مطرح شد و گروههای مختلفی در صدد شکل دهی به آن شدند. به نظر من گام بسیار مثبتی میباشد که میتواند در جهت زنده کردن جنبش نقش موثری داشته باشد که قدرت و قوت خود را به نمایش گذاشته و وحدت حرکت را به تمام جهان اعلام نماید و رابطه های خود را نیز تنظیم نماید. متاسفانه منیتهای موجود در حرکت، موجب عدم توفیق در این امر گردیده و تمام جانفشانیها و مقاومتهای داخلی را نیز به باد داده است. آن چیزی که جای سوال است، این آلترناتیو چگونه تشکیل شده و چه کسانی مسوولیت تشکیل تاریخی آن راعهدهدار خواهند شد و همچنین چه کسانی درآن حضور خواهند یافت؟ باید به هموطنان بگویم که برای مبارزه با این رژیم نیاز به «یک» اپوزیسیون داریم نه اپوزیسیونها که هر کدام خود را نماینده جنبش سبز معرفی کنند. آیا تا کنون این سوال را از خود پرسیدهاید که نماینده مردم آزادیخواه ایران در سازمان ملل چه کسی میتواند باشد؟ و یا نماینده جنبش سبز و حتی نماینده اتنیکهای موجود در جغرافیای ایران چه کس و یا کسانی میتوانند باشند؟
متاسفانه در سایتهای اینترنتی مشاهده میشود که یک فرد خود را اپوزیسیون مینامد و به تنهایی به آقای احمد شهید گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل به نمایندگی از مردم ایران نامه مینویسد، فردی دیگر به آقای بانکی مون دبیر کل سازمان ملل نامه ارسال میکند و دیگری به آقای اوباما. و همین طور افرادی هم خود را سخنگوی جبهه دمکراتیک[...]، و در جایی دیگر خود را سخنگوی حرکت دمکراتیک [...] و جایی دیگر مسوول [...] دانشجویان ایرانی معرفی میکنند و برای مردم ایران پیام ارسال میکنند. دیگر کسانی هم خود را سخنگوی زندانیان سیاسی داخل ایران معرفی میکنند که بر اینها آدم نمیداند بخندد یا واقعا گریه کند. [...]
بیایید در حرکت آزادیخواهانه ملت ایران به اشتباهات خود صادقانه اعتراف کنیم این امر نه تنها نقطه ضعف جنبش تلقی نشده بلکه قدرت و قوت ما را هم نشان میدهد که جنبش به چه درجهای از ایثار رسیده که حتی قادر به نقد درون خود نیز هست. در این راستا میتوانیم همدیگر را نیز نقد کنیم که در وحدت نیروهای همفکر واقعا میتواند بسیار موثر هم باشد. ما همگی بر این نکته آگاهی داریم که حکومت جمهوری اسلامی میلیاردها پول خرج میکند که تا اپوزیسیون خارج از کشور را چگونه به جان هم بیاندازد تا افکار اندیشه آنها به مسایل حاشیهای پرداخته شود، اما متاسفانه این اپوزیسیون به خودی خود به جان یکدیگر افتاده و همدیگر را به شدت تخریب مینمایند.
کسان دیگری هم هستند که قربانی توهمات خویش شده و با نام عدم وابستگی حرکت خیزش های موجود در جنبش را با پارامترهای عدم وابستگی میسنجند و حتی به کوچکترین همایش و سمینار نیز به دیده تردید مینگرند که از کدام منابع مالی تغذیه میشوند. این موضوع مرا به یاد امام موسی صدر میاندازد که میگفتند اگر آزادی ملت ما با دست شیطان هم برقرار شود من با شیطان هم وحدت میکنم. باید اینرا همه ما بدانیم که ما کار دیپلماسی میکنیم و در معادلات جهانی باید دیپلماتیک عمل کنیم.
هموطنان عزیز، دوستان اپوزیسیون خارج از کشور، من در انتها به عنوان یک ایرانی که وطن خود را دوست میدارم و نگران آینده ایران هستم باید بگویم که ایران عزیز و ملت ما جهت رهایی از سلطه این حکومت استبدادی به کمک یکایک شما نیاز دارند. هر چه به این اختلافات و تخریب ها ادامه داده شود نه تنها هیچ نتیجهای حاصل نخواهد شد، بلکه پایهها و ستونهای رژیم استبدادی را محکم کرده که در نهایت بر اساس مداخلات جمهوری اسلامی در امور دیگر کشورها و سیاست میلیتاریستی آنها باعث خواهد شد که دولتهای خارجی برای شما تصمیم خواهند گرفت و گزینه حمله نظامی را در دستور کار خود قرار خواهند داد و در این تصمیمگیری کسانی که بیشترین هزینه را پرداخت خواهند کرد هیچ کس بجز مردم ایران نخواهند بود.
آیا سران اپوزیسیون این توانایی و پتانسیل را ندارند که برسر یک اصول مشترک که میتواند «انحلال جمهوری اسلامی» را در پی داشته باشد گرد هم آیند؟ آیا وقت آن نرسیده که تمام گروههای سیاسی با هر فکر و اندیشهای کنار هم نشسته و برای از میان برداشتن دیو استبداد از صحنه سیاسی ایران چارهای بیاندیشند؟ در ایران دمکراتیک به کسی گفته نخواهد شد که فلان گروهی حق استفاده از آزادی را ندارد. در ایرانی دمکراتیک سلطنتطلب، اصلاحطلب، ملیتخواهان و تمام اقشار مختلف دارای حقی مساوی خواهند بود بنابراین ما موظف هستیم که متحد شویم.
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید