موجسواری جدید اصلاحطلبان حاضریخور
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
اصلاحطلبان در هر موقعیتی از هر جریان سیاسی به سود خود و در جهت وارد آمدن حداقلی ضربه به جمهوری اسلامی، بهره جسته و در همه اقدامات خود دراين مسير از یک روش ثابت استفاده ميکنند. روش آنها مصادره جریانات سیاسی پس از شکلگیري اولیه هر جریانی است تا بتواننند در هیئت رهبری آن جریان، کلّ جریان را به سود جمهوری اسلامی هدایت کنند. بحث تشکیل کنگره ملی نیز یکی از آن جریانات است.
فرصتطلبی اصلاحطلبان از زمانی آغاز شد که جمهوری اسلامی حاکم بر ایران تحت شدیدترین فشارهای خارجی و داخلی قرار داشت و محکومیتهای پیدرپی در مجامع جهانی و نارضایتیهای عمومی در داخل میرفت تا رژیم اسلامی را دچار بحرانی جدی بنماید. درست در همین گیر و دار ناگهان خاتمی از کشوی کتابخانه ملي بیرون کشیده و به عنوان منجّی و مصلح در داخل و خارج به معرض تماشا گذاشته شد.
این اولین تماشاخانه مصلحانه جمهوری اسلامی بود که تا قبل از آن جز قتل و ترور و کشتار چیزی از این تماشاخانه به نمايش در نيامده بود .
مردم ناراضی ایران نیز که از قوانین و روشهای اقتصادی و سیاسی رژیم به تنگ آمده بودند، به تماشای این نمایش نشسته و تحت تاثیر تبلیغات گسترده اصلاحطلبان نوظهور در دامی گرفتار شدند که نه تنها موفق به فریب مردم ايران شدند بلکه جهان را نیز فریفته دلربایی رقاصهای عبا بر دوش و عمامهسیاه کردند.
جمهوری اسلامی که هیچ تغییری را در قوانین الهی خویش برنمیتابید، چه شده بود که ناگهان تمامی امکانات را به کسانی واگذارنمود که قصد تغییر قوانین را داشتند؟ و این نکتهای بود که از سال ۱۳۷۶ تا به اکنون، از دید افکار عمومی پنهان مانده است تا بدين شکل بدلکاران رژیم به جای مخالفين واقعي، نقش ناراضی و مصلح را بر عهده گیرند.
بدلکاران بر اساس قراردادی با حاکمیت، تنها ضربات بدلی به سوی نظام پرتاب میکردند که هیچگاه هیچکدام از آن ضربات حتا به نزدیکی نظام نیز نرسید تا چه برسد به اصابت به نظام. قرار داد فی مابین بدلکاران (اصلاحطلبان) و حاکمیت اسلامی تا به اکنون نیز پابر جاست و تا پایان عمر جمهوری اسلامی، محل معامله طرفین خواهد بود.
بر پایه همین قرارداد بود که اصلاحطلبان علم شدند تا نتیجه نارضایتی مردم را به سود خود و در جهت حفظ نظام مصادره و کانالیزه کنند. حاضریخورهای جمهوری اسلامی، همين اصلاحطلبان هستند که از سال ۱۳۷۶ تا به اکنون، در نقش بدلکارانی حرفهای، به کارگردانی جمهوری اسلامی ایفای نقش کردهاند.
همواره باید به خاطر داشته باشیم که فجیعترین قتلهای سیاسی نیز در همین دوران به اصطلاح اصلاحطلبان اتفاق افتاد .
بعد از افشای نقش وزارت اطلاعات و سعيد امامی در تغییر قوانین مطبوعات در جهت تحدید و تعطیلي مطبوعات که در نهایت به اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸ منجر گردید نيزمیتوان رد این بدلکاران را مشاهده نمود که چگونه برای کنترل اعتراضات تلاش کردند.
در جریان اعتراضات دانشجویی ۱۸ تیر ۱۳۷۸،جمهوری اسلامی که هرگزباور نمیکرد در دوران اصلاحات کسی اعتراضی کند، دستپاچه شاخههای اصلاحطلب خود در جنبش دانشجویی را به سرعت فعال کرد.
بدلکاران جنبش دانشجویی یا همان شاخه دانشجویی «اصلاحطلبان حاضریخور» کسانی نبودند جز اعضا و تشکیلاتی به نام دفتر تحکیم وحدت که سالها پیش به فرمان خمینی تأسیس شده بود تا در چنین روزهایی به داد رژیم برسند.
فعالان مستقل دانشجویی و غیر وابسته به تشکیلاتهای جمهوری اسلامی به سرعت دستگیر و روانه زندان شده و در غياب آنها عناصر دفتر تحکیم وحدت به عنوان تنها تشکّل معترض معرفی شدند .هر روز در روزنامههای وابسته نظیر کیهان وهمچنين صدا و سیمای جمهوری اسلامی در مورد دفتر تحکیم وحدت برنامه هاي تبلیغي گستردهای براه ميافتاد که در آنها عناصر تحکیم وحدتی به عنوان مخالفین نظام، تبلیغ و تعریف میشدند. و چنین شد که تحکیم وحدت به عنوان نماینده اصلی جنبش دانشجویی بر محافل خبری و افکار عمومی خارج از کشور نیز تحمیل گردید . و همین تحکیم وحدت بود که جنبش دانشجویی را محدود به کوی دانشگاه نمود تا زمینه سرکوب آسان آنرا فراهم آورد .دفتر تحکیم وحدت با بیانیههای مختلف از گسترش اعتراضات دانشجویی به نه تنهاخارج از کوی دانشگاه بلکه حتا از گسترش آن به محوطه دانشگاهها نیز جلوگیری بعمل ميآورد.
در تیر ماه۱۳۷۸ حاضری خوران جمهوری اسلامی، موفق شدند حرکت و جنبشي دانشجويي را مال خود کرده و آنرا به بیراهه برند .
دفتری که در بین دانشجویان به نام دفتر تحکیم وحشت مشهور بود ناگهان خود را یگانه تشکّل دانشجویی صاحب اختیار در جنبش دانشجویی مطرح کرد و به عنوان ابزاری در دست رژیم، جنبش دانشجویی را از درون، به محاق برد.
دفتر تحکیم وحدت در دوران، قبل از اصلاحات به عنوان بازوی سرکوب دانشجویان عمل میکرد و بعد از اصلاحات به عنوان بازوی دانشجویی به اصطلاح اصلاح طلب وارد عمل گشت، و پر واضح است که نقش، همان نقش سرکوب و به بیراهه کشیدن اعتراضات دانشجویی بود و فقط نوع ادعا فرق ميکرد .
دیروز به عنوان دفتری در جهت تحکیم وحدت خواست خمینی (حزب فقط حزبالله) و امروز به عنوان دفتری برای تحکیم وحدت در جهت فریب افکار عمومی تحت نام اصلاحطلبی.
پرداختن به همه زوایا در حوصله این بحث نخواهد بود. پس ازهمه آن مصائب وهمچنين مصادره جنبش سبز عظیم مردم ایران و سرخورده کردن مردم و فعالین، نوبت به موج سواری جدید آنهادر موضوع تشکیل کنگره ملی رسیده است. بحث روز یعنی لزوم تشکیل کنگره ملی و طرح اصلاحطلبان برای به شکست کشیدن این مهم، موضوعي هست که باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد. خطر نفوذ سر سپردگان قراردادی جمهوری اسلامی در همان گام نخست برای تشکیل کنگره ملی، خطری جدی است. بار دیگر اصلاحطلبان حاضريخور، خود را مبتکر و تنها گروهی میدانند که باید چنین کنگرهای را تشکیل دهند آنها حتا پا را فراتر نیز گذاشته و برای دیگران شرط و شروط تعیین میکنند .
اینک که بحث تشکیل کنگره ملی یا اتحاد تحت هر نام دیگری تبدیل به بحثی جدی شده است و اصلاحطلبان در یافتهاند که چنین تشکلی به زودی شکل خواهد گرفت، ناگهان خود را به عنوان مبتکر و مجری طرح معرفی میکنند تا بار دیگر نتيجه زحمات و مبارزات مخالفین واقعی نظام را به نام خود زده و از از آن در جهت حفظ نظام استفاده کنند. آنها بدون توجه و ذکر ریشهها و مطرحکنندگان اصلی این ایده همچون دکتر پرویز ورجاوند، کوروش زعیم، حشمتالله طبرزدی و دهها کنشگر سياسي که از اوايل دهه ۸۰ پیگیر موضوع بودند و همچنین تلاشهای گسترده امروزي اپوزیسیون در این مسیر، مهر تشکیل کنگره ملی به نام خود ميزنند و و طوری وانمود میکنند که طرح ایجاد کنگره ملی و عملی کردن آن، تنها به یمن برکت حضور آنها در جمع اپوزیسیون شکل گرفته است حال آنکه آنها هرگز نتوانستهاند حتا مخالفت خود با جمهوری اسلامی را ثابت بکنند.
ماجرای دولت در تبعید مدحی را دیدیم و عبرت نگرفتیم و اینک منتظر کنگره ملی اصلاحطلبان هستیم؟
در یاد داشت قبلی هم عرض کردم تشکیل کنگره ملی در صلاحیت هیچ حزب و شخص خاصی نیست چه برسد به اصلاحطلبانی که هنوز هم دل در گرو امام راحلشان دارند. کنگره ملی حقیقت محتومی است که، امکان تشکیل آن فقط توسط تشکیلاتی فراحزبی، فراهم خواهد شد. امکان حضور اصلاحطلبان در آن کنگره خود میتواند جای تردید باشد چه برسد به تشکیل کنگره توسط اصلاحطلبان! چرا که کنگره ملی در جهت استقرار دموکراسی در ایران شکل میگیرد و بدون سرنگونی جمهوری اسلامی امکان استقرار دمکراسی در ایران ممکن نیست و اصلاحطلبان به سرنگوني جمهوری اسلامی معتقد نیستند لذا آنها ابتدا باید تکلیف خود را با بودن یا نبودن جمهوری اسلامی روش کنند آنگاه به فکر حضور در کنگره ملی باشند.
چگونه میشود گروهی که به سرنگونی استبداد دینی در ایران اعتقادی ندارد و با لفاظی از کنار آن میگذرد میتواند اقدام به تشکیل کنگرهای نماید که هدفش برچیدن استبداد باشد؟
«حاضریخوران اصلاحطلب قراردادي جمهوري اسلامي» پا پیش گذشتهاند که پس نیفتاند؟
آنها به فراست دریافتهاند که این اتحاد تحت هر نامی به زودی شکل خواهد گرفت و لذا از هم اینک برای «ملاخور کردن» آن، چون بقیه جریانات سیاسی پیش از این، وارد عمل شدهاند .
بر آنها خرده نمیگیریم چرا که آنها قراردادی با جمهوری اسلامی بستهاند که به آن قرار داد عمل میکنند، باید بر کسانی خرده گرفت که احیانا فریب آنها را خورده و در دام آنها ميافتند.
تنها زمانی میتوان به قرار داد ننگین اصلاحطلبان با جمهوری اسلامی خاتمه داد که جمهوری اسلامی سرنگون شده باشد .
به زنده و مرده کسانی که با جمهوری اسلامی طرف قرار داد هستند نباید اعتماد کرد .
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید