اپوزیسیون در دام جمهوری اسلامی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
چرا در طی این یک سال اخیر این همه پرونده از اعوان و انصار رییس جمهور «رو» میشود و مگر پیش از این، چنین پروندههایی موجود نبود؟ این مدارک تا الان کجا بودند؟ چه کسانی آنها را افشا کردند؟ و اصلا چه شده که با وجود همهی فسادی که در اقتصاد و سیاست ایران وجود دارد، بهناگاه چشمها و بازرسیها به طرف احمدینژاد و همکارانش برمیگردد؟
خبرهای دو سال اخیر در مورد اطرافیان احمدینژاد، سراسر بازگشایی پروندههای فساد است، فساد اخلاقی و اقتصادی. اعضای بالاترین و الباقی اپوزیسیون گویا که خودشان به تنهایی در نیمه های شب مچ دزد محله را گرفته باشند، سر را با افتخار بالا میگیرند که: دیدید؟ ما گفته بودیم! اصلا دزد را ما گرفتیم!
اما اینجا سوالی مطرح است و آن هم اینکه چرا در طی این یک سال اخیر این همه پرونده از اعوان و انصار رییس جمهور «رو» میشود و مگر پیش از این، چنین پروندههایی موجود نبود؟ این مدارک تا الان کجا بودند؟ چه کسانی آنها را افشا کردند؟ و اصلا چه شده که با وجود همه ی فسادی که در اقتصاد و سیاست ایران وجود دارد، یکهو چشمها و بازرسی ها به طرف احمدی نژاد و همکارانش برمیگردد؟
همهچیز دانها در پاسخ به این سوال میگویند: خب معلوم است. گروههای درون جمهوری اسلامی به جان هم افتادهاند و میخواهند آتوی همدیگر را لو بدهند! بد بینترها هم میگویند: اینها میخواهند تنور انتخابات آینده را گرم کنند.
اما دراین میان دوستی هیچکاره حرف جالبی زد. گفت هیچ رییس جمهوری در ایران نبایستی بعد از هشت سال ریاست جمهوریش، وزنه و پایگاه سیاسی شود. نفر دوم سیاست ایران با همهی قدرتی که در طی دوران ریاستش به دست میآورد، اگر بخواهد خودش برای خودش «کسی» بشود، از کجا معلوم که فردا طمع قدرت نکرد و سیستم عجیب و غریب و در هم تنیدهی جمهوری اسلامی و باندهای موجود – که یک سرش در تئوریهای حجرههای قم و سر دیگرش در حال بساز و بفروشی در کاناداست- را به چالش نکشید؟
از این رو رییس جمهور پیشین ایران، بایستی حداکثر مشاور رهبری بشود و یا گوشهای کار فرهنگی کند. رهبر باید همچنان قدرت بلامنازع در سیاست ایران باقی بماند. حتی مقامی وابسته و دستبوس مانند ریاست جمهوری هم ترسآور است. الیگارشی مذهبی – این اصطلاح را از فرهاد جعفری وام گرفتهام- اصلاحطلب باشد یا اصولگرا فرقی نمیکند، تمام تلاشش را میکند تا سیستم فعلی پا برجا بماند. نظریات اخیر موسوی خویینیها را بخوانید.
حال در این میان، اپوزیسیون بی خبر، از اینکه رییس جمهور بعد از شش سال خوش خدمتی و تنظیم همه چیر بر پایه ی خواسته های طبقه ی حاکم، اکنون دارد لجن مال می شود تا مبادا بعد از ریاست جمهوریش توهم مردمی بودن و روابط پیشین داخلی و خارجی نگیردش و «شاخ» نشود، دارند پرش را قیچی می کنند، شاد می شود و قیافه ی حق به جانب می گیرد و آن را «حاصل مبارزات و مجاهدتهای خودش» میداند! نفوذی های جنبش سبز هم همان سیاست الیگارشی را مبنی بر تخریب احمدی نژاد در سالهای پایانی ریاست جمهوریش با شدت و حدت هر چه تمامتر پیگیری می کنند و اکثریت مخالف را همصدا با خود، که : خر برفت و خر برفت و خر برفت...
با قطعیت میتوان گفت اپوزیسیون جمهوری اسلامی، آن را به درستی نمیشناسد. شاید این جمله کیهان پسند باشد اما واقعیت است.
-------------
مطالب بلاگستان و کلیه مطالب رسیده از اعضا، معرف دیدگاه شخصی نویسندگان است نه سایت خودنویس.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید