ضرورت تعامل جنبشهای آزادیبخش
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
جنبشهای آزادیبخش میتوانند در تعامل باهم به کمترین دستاوردشان که مخدوش کردن چهره دیکتاتور در مجامع بینالمللی است دست یابند.
این روزها جهان عرب در تلاطم است. تونس، مصر و یمن هرکدام به گونهای دستخوش تحولات بنیادی هستند، در عربستان و کویت نیز به گونهای دیگر مردم خواستههای مدنی خویش را فریاد میزنند.
با این حال آنچه این روزها باعث تحت تاثیر قرار گرفتن افکار عمومی در خاورمیانه، به ویژه در ایران شده، ایستادگی و استقامت مردم آزادیخواه سوریه است که با وجود حملات وحشیانه مزدوران بشار اسد و دیگر متحدان حکومت دمشق، همچنان پایدار و مستمر دنیا را مسحور خود کرده است.
تجربهی تاریخی بیانگر این موضوع است که هرگاه در گوشهای از دنیا، جنبشی شکل گرفته که مبتنی بر آزادیخواهی بوده، دیگر آزادیخواهان دنیا علیرغم همه محدودیتهای موجود به دفاع معنوی و یا احیانا یاری مادی از آن پرداختهاند، به عبارت دیگر همواره جنبشهای آزادیخواهانه مردم دنیا در کنار هم و در مواقع ضروری پشتیبان هم بودهاند، بارزترین نمونههای آن نیز انقلاب کوبا، کاستاریکا، آرژانتین و آشنایی همه کوشندگان راه آزادی با افرادی هم چون "چه گوارا"، فیدل کاسترو و گاندی ... است.
آشنایی روشنفکران و فعالان سیاسی ایران با اندیشهها و آرمانهای فیدل کاسترو به پیش از انقلاب سال ۱۹۵۹ باز میگردد، زمانی که وی، همراه برادرش رائول و ارنستو چه گوارا رهبری گروهی چریکی را علیه حکومت ژنرال باتیستا برعهده داشت.
آزادیخواهان ایرانی در سالهای بعد از کودتای مرداد ۱۳۳۲ خورشیدی یا ۱۹۵۳ میلادی، به دنبال ابزاری کارآمد برای مبارزه با حکومت محمدرضا پهلوی میگشتند. این جستوجو، برخی از نیروهای چپ را به جزیره کوبا کشاند؛ نخستین گروهی که از ایران بعد از انقلاب کوبا به هاوانا فرستاده شد، هیاتی از حزب توده بود که از سوی حزب کمونیست آن کشور در سال ۱۹۶۰ دعوت شده بودو در سال ۱۹۶۵ گروهی از مبارزان ایرانی برای آموزش نظامی به کوبا اعزام شدند.
چگوارا پزشک، چریک، سیاستمدار و انقلابی مارکسیست، درِ آرژانتین زاده شد او یکی از نمونههای بارز آزادیخواهانی بود که علاوه بر تأثیر فکری به شکل عملی در انقلاب کوبا نقش بسزایی داشت؛ وی بعد از استقرار حکومت کوبا آنجا را به قصد کمک به آزادی خواهان دیگر ترک کرد؛ و بالاخره در بولیوی کشته شد ولی نامش هنوز در میان آزادی خواهان دنیا زنده است.
ارتباط جنبش آزادی خواه فلسطین با اسلام گراهای ایران در گرماگرم انقلاب ایران نیز نمونهی دیگری است.
و اینها همه در شرایطی رخ میدهد که ابزارهای اطلاعرسانی به گستردگی سالهای اخیر در دسترس نبود، اخبار و رویدادها به کندی در جهان منتشر می شد و هدایت رسانهای نیز در اختیار کشورهای سرمایهداری بود که بر اساس ذات خود با بروز و وقوع هرگونه جنبش مخالف است.
اما در دهه ی اخیر به کار گیری شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک و توییتر برای خبر رسانی که تحت کنترل هیچ نهاد و دولتی نمی تواند قرار گیرد و نیز گسترش الگوی شهروند خبرنگاری، درست مطابق آنچه که بعد از انتخابات خرداد هشتاد و هشت روی داد و همینطور آنچه که این روزها در شهرهای سوریه در حال وقوع است، موضوعی است که اهمیت جنبش سبز در حرکت های آزادی خواهانه مردم خاور میانه را به خوبی نمایان می کند.
از جمله شباهتهای رویدادهای جهان عرب که «بهار عربی» شهرت یافته با جنبش سبز ایران، اعمال خشونت عریان به معترضان توسط حاکمان تمامیت خواه و حضور گسترده زنان در صفوف مقدم اعتراض به شمار می آید. آزادی خواهی مهمترین نقطه تلاقی جنبش مردم ایران با خیزش مردم در تونس، مصر، بحرین و سوریه است.
در این شرایط و با توجه به استدلالها و نقاط مشترک و پیوندهای عمیقی که میان جنبش سبز ایرانی و بهار عربی در سوریه وجود دارد، بر ماست که کاری کنیم، کاری که نشان دهد اولا جنبش سبز ایران هنوز پویا و زنده است و ثانیا به تمامی مردمان دنیا برساند که ایرانیان همواره پشتیبان آزادی و آزادیخواهی هستند.
جنبش سبز اولين نهضت مردمي در نوع خود در سالهای اخیر به شمار میآید و پيشرو بودن آن نيز مورد تاييد اکثریت کارشناسان منصف دنیاست. جنبش سبز الگويي به جهان عرضه کرده است که اينک به نظر ميرسد که هر حرکتي پس از آن را لاجرم به برقراري نسبتي با آن وا می دارد. جنبش بي خشونت اگر چه پيش از اينها نيز پيشينهاي داشته اما ويژگيهاي منحصر به فرد جنبش سبز آن را از ديگر حرکتهاي بي خشونت متمايز مي کند و چنين جنبشي با آرمان توزيع قدرت خود از ابتدا چنين ارزشي را پاس داشت است. فراغت از ايدئولوژي ها و يا وابستگي به راهبري يک شخص يا گروه خاص پایبندی و پيروزي چنين جنبش هايي را تضمين مي کند و آرمان شکستن انحصار قدرت را دست يافتني تر مي نماياند.
جنبش سبز که اينک هويتي بلا انکار دارد ميتواند الگوي گردهمايي و همراهي مردم را در دامنهاي وسيعتر و ميان نهضتهاي مدني و مردمي برقرار کرده تا هويت انساني خود را بيش از پيش به ناباوران و متوهمان تحميل کند.
جنبشهای آزادیبخش میتوانند در تعامل باهم به کمترین دستاوردشان که مخدوش کردن چهره دیکتاتور در مجامع بینالمللی است دست یابند.
Subscribe to comments feed نظرات (0 نوشته شد):
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید