ضرورت تغییر خط فارسی به خط جهانیِ «اسپرانتو» | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (8)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

ضرورت تغییر خط فارسی به خط جهانیِ «اسپرانتو»

۲۲ مرداد ۱۳۹۰ امید سهرابی

صدسال است که معایب خط فارسی برای ما آشکار شده است. از آخوند زاده و ملکم خان تا کسروی و سعید نفیسی و امروز دکتر محمدرضا باطنی بر معایب خط فارسی انگشت نهاده‌اند و خواهان تغییر خط فارسی به الفبای لاتین شده‌اند. در اینجا من بر اساس مبانی فلسفی «روشنگری» پیشنهاد دیگری را مطرح کرده‌ام

 

 «گفتم پس ای گلاوکن ما باید اکنون مانند شکارچی‌ها رفتار کنیم یعنی باید دور بیشه را بگیریم و احتیاط کنیم که عدالت از دست ما نگریزد و خود را از چشم ما پنهان نکند، چون شکی نیست که در همین مکان است، پس خوب نگاه کن بلکه آن را پیدا کنی شاید تو بتوانی آن را پیش از من کشف کنی و به من نشان دهی. گفت ای‌کاش این ممکن بود اما هیچ کاری از دست من ساخته نیست جز اینکه از تو پیروی کنم و آنچه را تو به من نشان دهی در مد نظر گیرم. گفتم پس به درگاه خدایان دعا کن و با من بیا. گفت حاضرم،پس تو پیش قدم شو. گفتم چشم. بیشه ای است انبوه و راه یافتن در آن آسان نیست اما ناچار باید پیش رفت. گفت آری. من پس از آنکه نگاهی کردم فریاد برآوردم که ای گلاوکن مژده بدهم که راه راست را پیدا کرده ایم و عدالت از چنگ ما فرار نخواهد کرد. گفت مرحبا. گفتم به راستی ما بسیار ابلهیم. گفت چرا؟ گفتم ای رفیق مدتهاست که مطلوب ما در این مکان است و گوئی پیش پای ما میغلطیده و ما آنرا ندیده ایم این کار ابلهانه ای بود مانند کار کسانی که چیزی در دست دارند و دنبال آن می‌گردند ما به محل "مطلوب"مان که در آنجا است نگاه نمی کردیم بلکه چشم خود را به جاهای دور دوخته بودیم و به همین جهت بود که عدالت از نظرما پنهان مانده بود.....» (جمهور، افلاطون، ترجمه فواد روحانی ص۲۳۵)

 

سقراط در ادامه از «عدالت همچون تفکیک وظیفه» سخن می‌گوید. یونانیان الفبایِ این مفهوم از عدالت را در الفبای خود که برگرفته از فینیقی ها بود پدید آوردند. در این الفبا هر حرف وظیفه خودش را انجام می‌دهد و در وظایف بقیه حروف دخالت نمی‌کند. یونانیان به کمک الفبای کامل خود در بیشه‌ها به شکار عدالت می‌رفتند و آنرا به چنگ می‌آوردند.

 

در مقابل الفبا و خط فارسی-عربی چنان ناقص است که زبان فارسی مجبور است خودش را در سرکوب زبان های محلی تعریف کند. با این الفبا نمی‌توان به شکار عدالت در بیشه‌ها رفت. آیا ایران از آغاز یک بیشه نبود/ نیست؟ آیا با این کثرت نواحی و اقوام و لهجه ها و زبان‌ها می‌توان بدون الفبایی کامل مثل یونانی به شکار عدالت رفت؟ آیا معضل اصلی برخورد غیردموکراتیک حکومت‌های ایران با مسئله تکثر اقوام و زبان‌ها همین ناتوانی خط فارسی-عربی در مکتوب کردن آنها نبوده/نیست؟ این خط در مکتوب کردن لهجه‌ی کلان شهر های مرکزی هم ناتوان است چه رسد به مناطق پیرامونی.

 

مشکل حروف الفبای ما این است که همگی نشسته‌اند و تنها یکی ایستاده است: «الف». در واقع هیچ کدام الف را همراهی نمی‌کنند. خودِ الف هم مثل چوب خشکی است که تعادل ندارد و هر آن ممکن است نقش زمین شود. حروف شکم گنده‌ای مثل «ح ج خ چ» نمی‌توانند از جای‌شان تکان بخورند. حروف «س ص ض ش» هم که پایداری ندارند. میم را هم اگر ول‌اش کنیم افتاده است. هیچ کدام از حروف دارای شخصیت مستقل نیست زیرا فاقد نقطه‌ ثقل‌اند. به همین دلیل مدام به هم می‌چسبند. در واقع مساله اصلی خط ما «حروف چسبیده»است که نتیجه‌ی مکتوب نبودن مصوت‌ها(واکه‌ها)ست. ثبت نشدنِ مصوت‌ها در خط ، بیگانه ماندن آنها و درونی نشدن آنها در خط مشکل اصلی ما است. اینکه فتحه و کسره و ضمه بیرون خط قرار دارند (یعنی یا اصلن ذکر نمی‌شوند یا بالا یا پائین خط گذاشته می‌شوند)به این معناست که مصوت ها نسبت به خط بیرونی و بیگانه‌اند. مکتوب نبودن آواها یعنی ما با یک خط سروکار نداریم بلکه با نقوشی سروکار داریم که بهتر است خودمان را فریب ندهیم و آن را ذیل نقاشی بگنجانیم و دنبال یک الفبای کامل برای مکتوب کردن زبان(ها)مان بگردیم. این خط فاقد انسجام درونی است چه رسد به اینکه بخواهد با بقیه زبان ها به هماهنگی برسد.

 

 اگر قرار است مسئله تکثر قومی/زبانی یک روزی حل شود باید ابتدا «زبان‌ها»ی ایرانی مکتوب شوند تا حداقلی از «اشتراک کتبی» حاصل شود و براساسی یک «خط مشترک» (نه لهجه-زبان مشترک) مشکل حل و فصل شود. اگر چیزی به نام «ایران چنانکه هست» برای ما مهم است و نمی‌خواهیم این فرصت تنوع و تکثر برای رسیدن به آزادی ،دموکراسی و شکار عدالت را از دست بدهیم بهتر است به یک الفبای کامل بیاندیشیم.

 

الفبای اندیشه، اندیشیدن به الفباست. اینکه بگوییم الفبای ما ناقص است حقیقت را نگفته‌ایم. در واقع الفبای ما هنوز «الفبا» نیست. اینکه الفبای ما دارای علامتی مستقل برای آواهایی که  صدادارتر از بقیه اند به این معناست که الفبای ما در واقع «الفبای سکوت» است. پدیده غریب«چسبندگی حروف کوتاه» نتیجه قرنها سکوت است.

 

هدف روشن است: مکتوب کردن صدای‌مان ، ثبت مصوت‌ها و درونی کردن آنها در مجموعه حروف الفبا. ما به الفبایی با «مفصل بندی انعطاف پذیر» نیاز داریم. اما این قضیه‌ای صرفا ملی نیست بلکه در عرصه فراملی هم یک ضرورت است.

 

اکنون زمان آن فرا رسیده است که بشریت به یک «خط مشترک» برسد. اینکه بشریت نمی‌تواند به یک زبان مشترک برسد دلیل بر امتناع رسیدن به یک خط مشترک نیست.  زبان بین‌المللی اِسپِرانتو در سال ۱۸۸۷ (میلادی) (۱۲۶۶ خورشیدی) توسط نابغه لهستانی دکتر لودویک لازاروس زامنهوف ساخته شد*. پس از صد و بیست سال این زبان موفق نشد جایگزین زبان‌های موجود شود اما هسته ارزشمندی دارد که لازم است بشریت به آن را ارج نهد و آنرا با جدیت به کار گیرد: الفبای جهانی آن. می‌توان بر اساس این الفبا به خطی مشترک برای همه بشریت با تمام تنوع و گوناگونی زبانی‌اش دست یافت. می‌توان روزی را تصور کرد که همه بشریت با تمام تنواع زبانی‌اش در سراسر جهان به یک خط می‌نویسد: خط اسپرانتو.

 

ایده «یک»زبان واحد جهانی شاید ممکن و حتی مطلوب نباشد اما ایده یک خط مشترک ممکن و مطلوب است. دست یابی به یک خط مشترک بر بنیان فلسفی ایده اصلی روشنگری یعنی «هماهنگی غایات بشری»(امانوئل کانت) که در زبان ها منعکس می‌شوند قرار دارد. ایده دستیابی به هماهنگی غایات مختلف (و نه لزومن متضاد) یا حتی بی غایت شدن زبان‌ها و اشتراک در «بی‌غایتی» ایده ارزشمندی است که امروز باید متحقق شود زیرا «صلح جهانی» در گرو آن است. درواقع چیزی به اسم «زبان» وجود ندارد . آنچه هست تنها «شکاف زبانی» است. چیره شدن بر شکاف های زبانی یک راه حل روشن وجود دارد که فینیقی های جهان‌دیده آن را کشف کردند:خط مشترک.

 

ما ایرانی ها زمانی (دهه ۲۰میلادی)پیشنهاد استفاده از زبان اسپرانتو را به عنوان زبان بین‌المللی در جامعه ملل ارئه دادیم پیشنهادی که با مخالفت فرانسه رویارو شد(فرانسه می‌خواست زبان خودش را زبان بین‌المللی کند). آیا نمی‌توان این بار «خط اسپرانتو» را به عنوان «خط مشترک بشری» مجددن در سازمان ملل پیشنهاد داد؟ لازم نیست منتظر تصویب سازمان ملل بنشینیم. از همین امروز می‌توانیم اندیشه‌های‌مان را در همین فضای مجازی به «خط مشترک بشری» بنویسیم.

 

 

...................……………………

 

*اسپرانتو یعنی کسی که امیدوار است.

 

 الفبای اسپرانتو

 

A a, B b, C c, Ĉ ĉ, D d, E e, F f, G g, Ĝ ĝ, H h, Ĥ ĥ, I i, J j, Ĵ ĵ, K k, L l, M m, N n, O o, P p, R r, S s, Ŝ ŝ, T t, U u, Ŭ ŭ, V v, Z z.

 

حرف ŭ فقط پس از حروف صدادار A, E و گاهي O مي‌آيد.

 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%88

 

  http://fa.lernu.net/kursoj/fundamento/reguloj/regulo0.php

 

 

ارزیابی این خبر:

2.88

Subscribe to comments feed نظرات (4 نوشته شد):

She Manesh در ۲۳ مرداد ۱۳۹۰
این .... چیه، آقای سهراب ای، مقاله‌ شما شبیه مقاله‌ آدم ای بود که...خیلی‌ خیلی‌ زیادی مصرف کرده باشد !! نه ممکن هست، نه عقلِ سالیم برمی‌دارد، نه قابل دفاع، نه هیچ چیز دیگر، اصلا اگر بشود گفت مقاله بود !!!! ضرورت !!!!! تغییر خط !!!!!تغییر خط ملی‌ یک کشور که هیچ، تمام دنیا !!!!! ....
beh***********@yahoo.com در ۲۳ مرداد ۱۳۹۰
والله ما که نفهمیدیم چی گفتی! زبان انگلیسی هم اصلاً نوشتن و تلفظش از زمین تا آسمان فرق دارد و حتی یک قانون ثابت و بدون استثناء هم در زمینه تلفظ ندارد ولی من تا حالا ندیده ام که کسی در انگلستان بگوید زبان نوشتاری ایراد دارد و باید عوض شود. اصلاً به طور کلی هرگز نمی توان آنچه را که تلفظ می کنیم همانگونه بنویسیم و اصلاً نیازی هم نداریم. من نفهمیدم که مشکل زبان نگارشی ما چیست؟ اگر با چند مثال مطرح می کردید خیلی بهتر بود. ضمناً اول به نظر من باید ثابت کنید و نشان دهید که این عدم توانایی زبان نوشتاری فارسی باعث مشکل می شود و نمونه بهتری وجود دارد بعد سراغ راه حل بروید/.
کتاب "زبان پاک" نوشته مرحوم احمد کسروی را از همین اینترنت دانلود کن بخون. فصل آخرش راجع به الفباست
آقای سهرابی چند سوال:
1- آنچه درباره شکل حروف گفتید تحلیل شماست یا ادامه بحثی است که قبلا هم درباره آن صحبت شده است؟ اگر قدیمی است و برایتان مقدور است منابع را معرفی کنید. چون با همین تحلیل می توان ناپایداری شکلی را به حرف P , F لاتین نیز نسبت داد یا ثقیل بودن را به G منتسب کرد.
2- آیا راه حل میانه ای وجود ندارد؟ اینکه حروفی را که نقش واکه ها را دارند اضافه کنیم و از تعداد حروف مشابه مثل 4 عدد حرف با صدای S یا به همین تعداد با صدای Z بکاهیم؟
3- تکلیف گسست فرهنگی حاصل از چنین تغییر عظیمی چه می شود؟ نسل های بعد از خواندن بسیاری از کتب قدیمی از شاهنامه گرفته تا حافظ به همان شکلی که نوشته شدند ناتوان خواهند بود. آیا گسست فرهنگی حاصل هدف چنین تغییری است یا ایده ی شما چاره اندیشی برای آن است؟
آقای محمدیان عزیز
درباره سوال شماره 1 و2 من این دو منبع را از دکتر محمدرضا باطنی معرفی می کنم
معایب خط فارسی http://persianlanguage.ir/articles/persian_alphabet/319
مصاحبه با دکتر باطنی؛ خط فارسی را نمی توان اصلاح کرد http://www.qytc.mihanblog.com/post/308 و نیز پیشنهاد خط فنی فارسی از مسعود خیام
http://www.masudkhayyam.com/
اما در مورد نکته سوم: باید بین خط و زبان تفکیک قائل شد.در واقع این یک راه حل برای غلبه بر گسست فرهنگی است.مشکل "گنجینه" های فرهنگی ما این است که خوانده نمی شوند و توی کتابخانه ها خاک می خورند. من یک خط خوانا و درواقع "خطِ بدون دیکته" را برای همه بشریت ضروری می دانم ملت دیکتاتور پرور ما که جای خود دارد
از پاسخ شما سپاسگزارم.
بهترین خط برای زبان پارسی خط دین دبیره یا همان اوستاییست که با 48 حرف کل زبان پارسی رو پوشش میده.
امید وارم مثل هندوستان از اول دبستان در کنار خط رسمی خط دیگری مثل دین دبیره هم آموزش داده بشه.
زیبا گفتی رستم عزیز
بلاهت در سرشت ما نهادینه شده است. بعد از حمله اسکندر و در دوره سلوکیان خط رسمی ما الفبای یونانی شد و حتی پاره ای از گاتهای زرتشتی که امروز هست به خط یونانی نوشته شده است. ما نتوانستیم آن روز بین خط و زبان تفکیک قائل شویم و با خط"یونانی" (که خود آنها از فینیقیان گرفته بودند و تکمیل اش کرده بودند یعنی اساسن یونانی نبود بلکه خط علمی و متعلق به همه بشریت بود)همچون"دشمن" برخورد کردیم. نتیجه اش این شد که می بینیم.روشن است که هیچ حرکت"واکنشی" و متعصبانه نمی تواند آینده ای داشته باشد.خط واکنشی اوستایی هم دقیقن مصداق "تعصب کور ملی در برابر دانش جهانی" بود.
مجموعه نتایج: 4 | نمایش: 1 - 4

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

کیانوش رمضانی و جایزه مهمی برای کارتون ایران

کیانوش رمضانی و جایزه مهمی برای کارتون ایران
در میان خبرهای تلخ در باره محکومیت یک کارتونیست به تحمل ۲۵ ضربه شلاق، اخیرا اولین جایزه بنیاد جهانی «کارتون برای صلح» به طور مشترک به فیروزه مظفری، حسن کریم زاده، مانا نیستانی و کیانوش رمضانی تعلق گرفت. جایزه‌ای که از دست کوفی عنان گرفتند. با کیانوش رمضانی در این باره گفتگو کرده‌ایم....
هنرستان | خودنویس

مهدی خردزاده: انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، دغدغه حکومت نیست

مهدی خردزاده: انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، دغدغه حکومت نیست
یک کارشناس سیاسی با بیان اینکه «بازگشت به دوران پیش از ۸۸ با حذف احمدی‌نژاد» به هیچ‌وجه برای جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نیست؛ دو مشکل اصلی حاکمیت را «پرونده هسته‌ای و شکاف و بریدن نیروهای وفادار به حاکمیت» می‌داند و می‌گوید از این‌رو حاکمیت تصمیم گرفته فعلا مسائل داخلی را براساس «توان نظامی» و «کنترل» پیش ببرد؛ مراقب «شکاف‌های خطرناک» باشد و عمده سرمایه خود را صرف بحران خارجی کند....
سیاست | سروش جعفری

حامیان احمدی‌نژاد: مصباح یزدی دروغ‌گو و متوهم است

حامیان احمدی‌نژاد: مصباح یزدی دروغ‌گو و متوهم است
یکی از حامیان احمدی‌نژاد در مطلب تندی به شدت به حیدر مصلحی٬ وزیر اطلاعات دولت حمله کرده و وی را تحت تاثیر سخنان «متوهمانه و کذب و دروغ» محمدتقی مصباح یزدی دانسته است. در رویدادی دیگر یکی از مخالفان مشایی هم عکسی را در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد که باعث ایجاد بحث ذیل آن شده و فرزند احمدی‌نژاد هم با شرکت در آن به دفاع از مشایی پرداخته است....
سیاست | سروش جعفری

شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه آلمانی: وضعیتم مشابه سلمان رشدی نیست

شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه آلمانی: وضعیتم مشابه سلمان رشدی نیست
شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه‌ی آلمانی «تاتس»، با بیان اینکه تهدید به مرگ را بسیار جدی گرفته، گفته است که وضعیتش با نویسنده کتاب آیات شیطانی متفاوت است....
جامعه | سروش جعفری

هم‌گرایی نهادها برای فتح رسانه های دیجیتال

هم‌گرایی نهادها برای فتح رسانه های دیجیتال
از صدا و سیما تا سازمان تبلیغات اسلامی و نهادهای مخابراتی، سر هرچیز که با هم اختلاف داشته باشد بر سر یک موضع متحد شده اند: مبارزه با فضای موجود اینترنت....
علمی-فن‌آوری | نسترن فرمانیان

ما را دنبال کنید