دو پرسش بدون پاسخ!
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
درست همزمان با روز ۱۰ اسفند که قراربود مردم به خیابانها بیایند و البته عدهای هم شجاعت به خرج دادند و آمدند سایت خودنویس هم ازکار افتاد و تاچندین ساعت غیرقابل دسترس بود. ظاهرا اینگونه که گفته میشود بشدت تحت حمله بوده است. این دواتفاق یعنی تظاهرات ۱۰ اسفند و مسدود شدن موقت خودنویس دو پرسش را برای من پیش آورد که بعید میدانم بتوان پاسخ آن را دریابم:
۱-واقعا چه کسی به خودنویس حمله کرده است؟ به هرصورت خودنویس هرچه باشد، سبز نیست و طیفهای مختلف با سواد و طرز فکرهای گوناگون درآن مینویسند. مطالبی هم درآن نوشته میشود که به مذاق سبزهای مقیم بالاترین خوش نمیآید. درصدد تهمت زدن بدون مدرک به کسی نیستیم، ولی من خیلی بعید میدانم این کار ازطرف ارتش سایبری سپاه انجام شده باشد. اگر چه هرگز نخواهیم توانست ثابت کنیم حمله کننده واقعی چه کسی بوده است مگر آنکه مدیریت سایت توضیح بدهد. به نظر میرسد مطالبی درخودنویس نوشته میشود که آنها که خواهان یکدست شدن همه تفکرات هستند را برنمیتابد. مانند همان وحدت کلمه ابتدای انقلاب که خمینی بسیار برآن تاکید داشت. بهراستی چه کسی به خودنویس حمله کرد؟
۲-تعداد واقعی تظاهرکنندگان روز ۱۰ اسفند چه بود؟ از بامداد امروز تا به حال روایتهایی بسیار متفاوت را ازشاهدان عینی که با رسانهها تماس گرفتهاند شنیدهایم. یکی می گفت تعداد زیاد نبود. دیگری میگفت تعداد خیلی زیاد بود. هرکس چیزی می گفت. ولی آنچه واقعا مشخص نشد و درهیاهوی بیامان سایتهای اجتماعی سبز که اصرار دارد همه مانند آنها سبزاندیش باشند تعداد واقعی مردم بود. متاسفانه با تماشای ویدیوها نیز نمیتوان تخمین درستی زد. به هرصورت این هم پرسش دوم است که حدس میزنم بی پاسخ باقی بماند.
Subscribe to comments feed نظرات (10 نوشته شد):
تعداد دقیق افراد را هم اگر خیلی علاقمند هستید، میتونید از دوستانتون در فارس نیوز ، ایرنا و تابناک بپرسید که امکانات و امنیت کافی برای شمردن افراد در سطح شهر بزرگ تهران را دارند. خیلی راستگو تر از رسانههای سبز هستند، تازه شاید یک سفارش هم دادند که شما براشون بنویسی.
اگر همانطوری که رژیم میگوید (و احتمالاً بیشتر مورد قبول شما هم هست) فقط یک گروه چند صد نفری هم آماده باشد، باز هم خیلی مهم هست که چند صد نفر جانشان را کفّ دستشون بگذارند.
دیشب شما نوشته ای منتشر کردید که کامنت من هم در زیر آن مورد لطف دوستان قرار گرفت.
مشاهدات من هر چند هوا سریع تاریک شده بود همان است که دیشب صحبتش بود. بیشتر از هر روز دیگری از جمله یکم اسفند شبیه به 22 خرداد بود. جاهایی که من بودم جمعیت کمتر از 1 اسفند به نظر می آمد. من البته چون همه جا نبودم نمی دانم چطور بوده است، ولی ساعتی بین 6-7 بعد از ظهر وقتی به انقلاب رسیدم باز بودن مغازه ها من را به شک انداخت که نکند واقعا مردم حتی یک نفس هم نتوانستند بکشند.
نمی دانم برخی چرا با شنیدن این حرف ها بهشان بر می خورد. ما در اکثریت هستیم به جهت تعداد و نه قدرت و با کمی منظم و با فکر بودن صاحب اکثریت قدرت هم می شویم. حضور یا عدم حضور مردم در این سرگردانی های خیابانی که اصلاح طلبان بی فکر و هدف به آن دامن می زنند ربطی به این موضوع ندارد. این اکثریت بودن ما را جمهوری اسلامی بهتر از هر کسی می داند وگرنه فردا رفراندوم برگزار می کرد و دهان همه ما را می بست. ولی نبود برنامه سازماندهی و هدف روشن فرصت طلبی و بی کفایتی کار را به جایی رسانده که مردم با مراجعه به عقل سلیم متوجه می شوند هزینه حضورشان در مقابل آنچه قرار است به دست آورند بالا(امام راحل) است و خوب نمی آیند. باور کنید هربار که این بحث امام راحل پیش کشیده شده است به خودم قول دادم که دیگر نروم و خوب البته به روزش که می رسد نمی شود. این هم از امروز که کمابیش بود و البته از نظر من به معنای ترسیدن مردم نیست بلکه به دلیل بی فایده بودن متد در پیش گرفته شده است.
عده زيادي نيامدند ميداني چرا؟چون فكركردنددارند موردسوءاستفاده قرارميگيرندچون آقايان مثلا اپوزيسيون درمحافلشان مردم راصغیربه حساب مي اورندوميگويند ما مثل وکلای حقوق برای موکلان که سرازمسائل حقوقی در نمی اورند کارمیکنیم. انها میگوینداگرازادی موردنظرمردم برقرارشودممکن است اشتباه کنند!!!!!وکاربدست غیرخودیهای ناباب بیفتد.انهافراموش کرده اندکه همین مردم صغیریک پادشاهی کهن رادرهم کوبیدندوکاررابه انان سپردند.
دارای عزیز! من وقتی بادیگران صحبت میکنم انها هم شکوه دارندکه اینها نتنها حاضربه اعتلاف بادیگران نیستندکه ازحذف دیگراندیشان میدان راخالیترمیبنندغافل از اینکه روزی نوبت خودشان میشود .انها باید این شعربرتولت برشت راهرروزباخودتکرارکنند:
اول به سراغ يهوديها رفتند
من يهودي نبودم، اعتراضي نكردم .
پس از آن به لهستانيها حمله بردند
من لهستاني نبودم و اعتراضي نكردم .
آنگاه به ليبرالها فشار آوردند
من ليبرال نبودم، اعتراض نكردم
سپس نوبت به كمونيستها رسيد
كمونيست نبودم، بنابراين اعتراضي نكردم .
سرانجام به سراغ من آمدند
هر چه فرياد زدم كسي نمانده بود كه اعتراضي كند.
تعداد هم 100 نفری بیشتر نبودن من همرو شمردم. البته به نظرم 50 نفر بودند. اصلا هم سبز نبودند، شاید 10 نفر سبز بودند بقیه سلطنت طلب
http://www.youtube.com/watch?v=ZLofGAzX0y0&feature=player_embedded
از شما که هی بحث های فلسفی پیچیده می کنید بعید است! این چه حرف ساده انگارانه ای است؟
مگر سرنوشت یک ملت و یک مملکت پول بادآورده است که آن را قمار کرد یا آن را از سر راه پیدا کرده ایم؟
مگر شما در زندگی شخصی تان بدون حساب و کتاب و برنامه ریزی حرکتی می کنید که انتظار دارید کاری با این بزرگی را بدون برنامه ریزی، سازماندهی و حساب و کتاب با قماربازی انجام داد.
خود شما مگر یک خرید کوچک را (مثلا یک گوشی موبایل) را بدون برنامه ریزی، صرفه جویی و کسب اطلاعات و سرک کشیدن به این ور و آن ور انجام می دهید که چنین پیشنهاد نا معقولی می کنید؟
تازه از این حرف ها هم گذشته، ما علاوه بر توان سرنگونی و بیش از آن باید توان اداره کردن بعد از آن را هم در خودمان ایجاد کنیم.
باید سه شنبه ها را برای اعتراض جا بیندازیم. در مسیر امام حسین تا انقلاب ساعت پنج بعدازظهر تا هفت، تا هر کجا که توانستیم بدون شعار دادن فقط پیاده روی کنیم. سبزها خیلی خوب همدیگر را در خیابان میشناسند و پیدا میکنند.
هیچ شعاری هم نمیدهیم که بهانه برای سرکوب و دستگیری باشد. هدف فقط تثبیت یک روز مشخص در هفته برای اجرای یک حرکت اعتراضی است فقط با حضورمان بدون هیچگونه شعار. شعار ندادن و فقط حضور فیزیکی داشتن اصل مهم این حرکت است چرا که نمیتوانند آنرا به خشونت بکشانند.
مطمئن باشید که به تدریج میتوانیم ناراضی های بیشتری را جذب این حرکت کنیم بخصوص کارگران بیکار شده و مردمی که در مناطق محروم زندگی میکنند و زیر بار فشار اقتصادی هستند که مسلما در سال 90 این فشار بیشتر میشود.
اما نکته مهم گسترش آگاهی در بین دو گروه فوق است.
پیشنهاد میکنم که مثلا در تهران هر فرد آدرس حداقل پنج خانواده را پیدا کند و به آنها نامه های روشنگرانه بنویسد.
از وعده های دروغینی که خمینی داد که برق را مجانی میکنیم آب را مجانی میکنیم همراه با کپی از روزنامه های زمان انقلاب که در سایتها هست.
همینطور از وعده های دروغین احمقی نژاد که فراوان بوده است. یا هر موضوع روشنگرانه ای که باعث آگاهی مردم شود.
اگر به این کار همت کنیم میتوانیم سه شنبه هائی پر تعداد بوجود بیاوریم.
بدست آوردن آدرسها هم ساده است. با ماشین به مناطق مورد نظر میرویم و چند آدرس را انتخاب میکنیم. هر کس میتواند ابتکار خودش را به خرج بدهد.
نامه ها پست میشوند و هیچ خطری هم ندارد. البته در تمام مراحل پوشیدن دستکش شرط احتیاط است.
از این راه میتوانیم صندوق پستها را به توپخانه ای بر ضد حکومت تبدیل کنیم.حتی میتوانیم سی دی هائی از فیلمهای تظاهرات مردم و عکسهای کشته شده هارا هم بگذاریم. مهمترین قسمت نامه، معرفی و تبلیغ برای سه شنبه های اعتراضی است.
خواسته جنبش سبز عدالت و آزادی برای همه ایرانیان است و ایجاد یک تجمع میلیونی مانند 25 خرداد شدنی است.
تداوم سه شنبه های سکوت و حضور، نیروهای سرکوبگر را کلافه و فرسوده میکند.
لطفا در مورد این مسئله بحث شود.
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.
نظرات
برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید
عضو شوید وارد شوید