یک داستان نسبتا تخیلی از یک معادله چند مجهولی نسبتا معلوم | بلاگستان | صفحه اصلی
نظرات (25)
نسخه چاپی نسخه ساده لینک دایمی

یک داستان نسبتا تخیلی از یک معادله چند مجهولی نسبتا معلوم

۰۷ آذر ۱۳۸۹ نیک آهنگ کوثر

خودنویس رمزگشایی روزنامه کیهان را رد می‌کند. این یک داستان نسبتا تخیلی است و نسبتا واقعیت ندارد.

 

این معادله، چندان پیچیده نیست. معادله‌ای است احتمالا هیچ مجهولی. سابقه‌ای دارد و رویه‌ای که اندکی دقت و کمک گرفتن از حافظه می‌تواند مکانیسم معادله، جنس عناصر و نوع بازیگران را  برای ما معلوم کند.

فرض کنید رهبر سابق یک گروه چریکی کشور «ایکس» در شهری اروپایی زندگی کند. این رهبر قدیمی چپ، امروز به نوعی محافظه‌کار شده و خود را «پراگماتیک» می‌نامد. این رهبر پراگماتیک، در رسانه‌ای که در همان شهر اروپایی، برای خود یارانی دارد که به نحوی نامرئی، بازی او را پیش می‌برند. این رهبر چریکی سابق، در شهرهای دیگر دنیا از طریق یک شبکه اجتماعی یارگیری کرده است، در شهرهایی که ممکن است روزنامه‌نگارانی از کشور «ایکس» در آن کار کنند. رهبر چریکی دائما از طریق رفقایش، با واسطه یا بی‌واسطه با آنها تبادل نظر می‌کند. گویی یک جور «اتاق فکر» دارند.

---

باز هم فرض کنید فرض کنید که روزنامه‌نگاری قدیمی از کشور «ایکس» که در حکومت سابق به سران رژیم نزدیک بوده، هم‌اکنون هم‌شهری رهبر سابق گروه چریکی است و به نحوی در رسانه همان شهر اروپایی مشغول به کار است. این دو شاید هیچ فصل مشترکی نداشته باشند، اما قرابتی خیره کننده دارند...هر دو عضو شبکه‌ای هستند که منافع معینی دارد...از بندری در کشوری که در جنوب کشور «ایکس» است...پیام‌هایی می‌گیرند...

---

کشور ایکس به خاطر شرایط بسیار بدش، روزنامه‌نگاران بسیاری که از فعالان حزبی هم بوده‌اند را از خود رانده. اکنون بسیاری از همان فعالان حزبی/روزنامه‌نگار با واسطه‌های مختلف خود را به شهرهای اروپایی و آمریکایی رسانده‌اند و در رسانه‌های آنجا، جا گرفته‌اند. با آنکه فعالیت سیاسی و حزبی در رسانه‌های جدید اروپایی و آمریکایی ممنوع است، اما اینها زیرمیزی خبرها و موضوع‌هایی را متناسب با منافع احزاب سابق خود داغ می‌کنند و رقبای سیاسی را در رسانه‌های خود، در هم می‌کوبند. یکی از تازه‌واردهای طرفدار یکی از احزاب در یک رسانه آمریکایی، زیرزیرکی برای رسانه اروپایی هم آدم معرفی می‌کند تا در میزگردها حال رقیبان عقیدتی را بگیرند.

---

اما کشور ایکس، صادراتی حزبی را هم به پایتختی در اروپای شرقی هم داشته است که اینک به عنوان روزنامه‌نگار، کارمند رسانه‌ پایتخت به زبان «ایکسی» شده‌اند. بررسی خبرهای منتشر شده از این پایتخت هم نشان داده است که نوعی هماهنگی میان بعضی‌ها وجود دارد.

---

گفته می‌شود یکی از سران احزاب سیاسی کشور ایکس که اکنون در در کشورش بی حزب است، به چند نفر از دوستانش که در رسانه‌های دو پایتخت اروپایی هستند تاکید می‌کند که کارشان را به خاطر رسانه جدیدی که در فرانسه راه افتاده رها نکنند. گویی اینان باید نمایندگان حزب در دو پایتخت اروپایی باشند.

---

اما بررسی شبکه موجود نشان می‌دهد که این همکاران در داخل کشور ایکس در دوره‌هایی برای ستادها و اتاق‌های فکر هم کار می‌کرده‌اند. برخی حتی حقوق بگیر نشریه دانشگاه «بسته» بوده‌اند و هنوز ارتباط ارگانیک با روسای سابق خود را به‌خوبی حفظ کرده‌اند.

---

 این گروه هم‌اینک شبکه‌ اجتماعی خودشان را فعال کرده‌اند و به همدیگر در رسانه‌های مختلف آمریکایی و اروپایی سوژه‌هایی را می‌رسانند که از بندری در کشوری در جنوب کشور ایکس به این طرف و آن طرف ارسال می‌شود. این شبکه در تحریریه‌ها در باره منتقدان حرکت سیاسی مورد حمایتش، از عناوین «جاسوس»، «حقوق‌بگیر»، و «خائن» استفاده می‌کند. نکته جالب این است که این سخنان عین حرف‌هایی است که از بندر مربوطه پخش شده است.

---

اما شنیده شده که بندر مربوطه، محل زندگی آقازاده‌ای است که دچار مشکل «گریز از مرکز» است. آقازاده به روزنامه‌نگاران مختلف در پایتخت‌های مختلف اروپایی زنگ می‌زند و هندوانه زیر بغل‌شان می‌گذارد. تعداد اندکی از روزنامه‌نگاران تبعیدی از کشور ایکس هم که خبر دست اول می‌خواهند و احتمالا مایلند وقتی آقازاده روزی روزگاری به قدرت برگشت، سایه‌ای نیز بر سر آنها بگستراند، غافل از این‌که آقازاده در قدیم از برخی‌ها به عنوان مهره‌های کم ارزش شطرنج بهره برده که اینکه خبری از آن‌ها نیست...

---

آقازاده معادله هیچ مجهولی ما، هر روز ساعت‌ها با مهره‌هایش در شهرهای مختلف گپ می‌زند. تحلیل‌هایی که منتشر می‌شود باید متناسب با منافع او باشند. هرکس بازی را به هم بزند، طبیعتا غیر خودی است. باید در جاهای مختلف او را حقوق‌بگیر وزارت خاکستری معرفی کرد. اما پخش اخبار راست و دروغ امنیتی که آقازاده به این طرف و آن طرف می‌فرستد و گویا از سوی خاکستری‌ها به او رسیده نه تنها ایرادی ندارد که گویا از واجبات هم هست.

---

آقازاده تلاش می‌کند روزنامه‌نگارانی را متقاعد کند که ماجرای تحریم کشورش را به‌طور جدی پی بگیرند و اخبارش را داغ کنند. جالب‌تر آنکه آقازاده فرزند یکی از رهبران کشور ایکس است و پدرش از داغ شدن تحریم‌ها بیشترین بهره سیاسی را علیه رقبا می‌برد. یعنی اگر تحریم‌ها به مردم عادی ضرری برسانند، یقینا اتفاقی برای اقازاده نمی‌افتد، اما حال رقبای پدرش گرفته می‌شود. برای او همین کافی است. جالب‌تر آنکه این آقازاده، فعالیت برای افزایش تحریم علیه کشور خودش را خیانت نمی‌داند.

---

مشاور«آقازاده» شباهت زیادی به وکیل و امین پدرخوانده دارد...

---

آقازاده علیه کس یا کسانی حرف می‌زند، مدعی می‌شود مدرک دارد، آنگاه اگر از او مدرک بخواهید، احتمالا ۱۰۰ سال بعد با مدارکی جعلی مثل نامه رئیس قوه عذابیه به رئیس حکومت کشور ایکس روبرو خواهید شد.

---

آقازاده سال قبل تلاش کرده سایتی را خریداری کند تا در جنگ روانی، حال رقبا را اینطوری بگیرد. وقتی نتوانسته، «یوزر نیم»هایی را در اختیار گرفته تا برای جنگ روانی از آنها بهره ببرد، هم علیه رقیب پدرش، هم علیه منتقدین...

---

...

 

نتیجه اخلاقی:

تا وقتی آقازاده‌ها و مشاوران‌شان و رهبران سابق چریکی و اعضای شبکه‌شان در رسانه‌های مختلف اثر گذارند، انتظار شنیدن و دیدن واقعیت حتی در رسانه‌های خارج از کشور ایکس، امری بیهوده است.

تا وقتی مهمانان برخی میزگردها از طریق افرادی متناسب با منافع سیاسی معرفی می‌شوند، می‌توان انحرافی شدن بسیاری از مسائل را در رسانه‌ها دید.

نتیجه غیر اخلاقی هم می‌توان زیاد گرفت!

ارزیابی این خبر:

4.51

Subscribe to comments feed نظرات (20 نوشته شد):

محمد در ۰۷ آذر ۱۳۸۹
آقاي نيک آهنگ دست مريزاد.
اميدوار باشيم و بدانيم که اگر طالب راستي باشيم يافتني است.
علیرضا در ۰۷ آذر ۱۳۸۹
به نظرم اگر صرفاً به انتشار شواهد قابل تصدیق در خصوص آقازاده ی فوق و شرحشان، به جای این تحلیل نیمچه سمبولیک می پرداختید، اقدامی واقعاً مفید و خبرنگارانه انجام شده بود.
دلیل استفاده از کنایه و لحن شوخ طبعانه و نتیجه گیری بر اساس حرفهای در لفافه را نمی فهمم. واقعیاتی را که می دانید منتشر کنید. این موضوع بحث انگیز است و با این شکل کار کردن کمک قابل اعتنایی به امثال من مخاطب که موضوع را پیگیری می کنم، نمی کنید.
---------------------
من به مشارکت معتقدم. موضوع مطرح شده، روزنامه‌نگارهایی که گمان می‌کنند این موضوع قابل بررسی است می‌توانند تحقیق و نتیجه را منتشر نمایند!
فضول در ۰۷ آذر ۱۳۸۹
معادله ایی که می گوییدآنقدر هم ساده نیست. چون این بازی ظاهرااز سوی کشور y و کشورهای E وG و H و هم در جریان است. فرض کنید یک منتقد شعر که شدیدا تحت تاثیر شریعتی بوده در سال 54 از رژیم شاه بورسیه تحصیلی می گیرد و به یک کشور انگلیسی زبان اروپا می رود. با پیروزی انقلاب به ایران بر می گردد و در دفاع از تشیع علوی کتابی بنام فرضی "جامعه شناسی سیاسی.." چاپ می کند. تا سال 61 در دستگاههای پر از جنایت خمینی در اطراف موسوی کار می کند، ناگهان به کشور اروپایی برمی گردد پناهنده می شود. از همان زمان بدون اینکه حتا یک روز کار کرده باشد زندگی خوبی را شروع می کند. ده سال بعد به آمریکا می رود و زندگی بهتری را شروع می کند، صاحب سایت و برنامه تلویزیونی و کتابخانه می شود در جریان جنبش سبز با نوشتن موضوعات کهنه در روزهای <جمعه> و حمله کردن باین و آن زور می زند برای خودش دار و دسته ایی درست کند. این شخص در رزومه اش مثل مرحوم کردان به دروغ به خودش مدرک دکترا می دهد اما چون گیج است سال گرفتن دکترایش را همان سالی اعلام می کند که به کشور اروپایی پناهنده شده! همینطور چون نمی داند که جامعه شناسی سیاسی "رشته" نیست اسم درسی است که در رشته جامعه شناسی وجود دارد اسم رشته ایی را که فارغ التحصیل شده جامعه شناسی سیاسی معرفی می کند. می بینید که اگر دقیق تر به اطرافمان نگاه کنیم متوجه می شویم بازی خیلی هم پیچیده است. شاید کشورهای L و C و M هم در حال بازی باشند.
فضول تر در ۰۹ آذر ۱۳۸۹
در باره خانمش مینوشتی بهتر نبود؟ ولی نوشته های خودش خوب است که و خیلی سال پیشتر از جنبش سبز هر هفته مینوشت .نوشته هایش در باره دین و مذهب بخصوص مذهب شیعه بسیار هم آموزنده و مستند است.اما کجا و چگونه در اطراف موسوی کار کرده است ؟ میشودروشنتر بنویسید. تا آنجا که میدانم پیش از انقلاب با موسوی آشنا بوده و اشاره هم کرده که موسوی آن زمان چندان مذهبی نبوده هم, شاید در زمان دانشجویی با هم آشنا بوده اند.
Fatemeh در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
-27
نیک آهنگ عزیز،الان خودت فهمیدی چی نوشتی؟!
باورکن من درحالت مستی هم نمی توانم چنین جملاتی ردیف کنم!اگرمدرکی،تحلیلی،چیزی داری،مثل یک روزنامه نگارحرفه ای بنویس که ملت بخوانند.این متنی که الان نوشتی،شبیه تحلیلهای پیام فضلی نژادشد.فقط یک فراماسونری راننوشته بودی!
پسرخاله بازی درذات ماایرانیهاست.باچریک وبدون چریک،اوضاع مسخره ایرانیهای خارج ازکشورهمین بوده وخواهدبود.خودت قطعابعدازاینهمه مدت زندگی درتورنتو-تهرانتو-بهترازهرکس دیگری به غلبه روابط برضوابط درجامعه ایرانی پی بردی.شرط می بندم اگرفقط درموردتجربیات شخصیت دراین مدت کتابی بنویسی،پرفروش خواهدشد.
sor*************@gmail.com در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
-2
آقای کوثر از همین اشخاصی که نام نیوردی درخواست مصاحبه کن ؟
طرفدار سابق در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
15
از آنجايي كه موتور محركه اين معادله ثروت بسيار عظيم و باد آورده نفته همين باعث شده معادله ايي چند خطي و چند مجهولي شكل بگيره كه بسادگي حل نشه
معادله بالا فقط يك خط از اين معادله است
طرفدار سابق در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
از آنجايي كه موتور محركه اين معادله ثروت بسيار عظيم و باد آورده نفته همين باعث شده معادله ايي چند خطي و چند مجهولي شكل بگيره كه بسادگي حل نشه
معادله بالا فقط يك خط از اين معادله است
Dalghak.Irani در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
117
خدا همۀ مارا شفا بدهد والبته نیکان عزیز را قبل ازهمه. چون واقعاً دیگرازدست رفته. من آگرجای... بودم یک دوخط می نوشتم و...
----------------------
نه دلقک جان. پیشنهادهای حضرتت را خواندم و باید بگویم عملی نیست. برادرحسین و روش‌های او نیز اینجا کارکردی ندارد. مجموعه روابط هم وجود دارد و پیچیده نیست.
A B در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
-1
نمی‌دانم چرا نمی‌توانیم صریح باشیم و از گوشه و کنایه زدن در کار روزنامه‌نگاری بپرهیزیم. درعین حال چرا این همه برخورد سلبی؟ این نباشد، آن نباشد. چنین نکنیم، چنان نکنیم. چرا پیشنهادی داده نمی‌شود؟ فرض کنید همه این اتفاقات افتاد: آقاها و آقازاده‌ها رفتند، بعد چه؟ یعنی دوباره بنشینیم از صفر تجربه انقلاب 57 را تکرار کنیم؟
lمحمد در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
هر چيزي جاي خودش را دارد. کسي منکر ارائه راه حل برون رفت و اين حرفها نيست. اما راه حل زماني راه حل است که تصوير دقيقي از وضع موجود و عوامل مؤثر در ان داشته باشي. گمان مي کنم وضعيتي که نيک اهنگ سعي در ايجادش دارد بيشتر پيدا تصوير دقيق از وضعيت موجود است. نه کاريکاتوري مثل کاريکاتورهاي سابق که راه حل هايش همگي به بن بست مي خورد. فقط از عجايب روزگار است که يک کاريکاتوريست اين وضعيت را مي خواهد ايجاد کند!
سامانه در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
نیکآهنگ عزیز
خیلی ممنون از مقاله ای که نوشته ای . فکر نمیکنم که هر کسی که نوشته ات را بخواند تردیدی در هویت واقعی اقا زاده داستانت داشته باشد. اما فکر کن که اگر این ماجرا در کشوری مثل کانادا یا امریکا اتفاق افتاده بود ، روز نامه نگاری که در مورد آن مینوشت چه فرمتی را برای نوشتن انتخاب میکرد . البته تو به عنوان نویسنده کاملا مختاری که سبکت را انتخاب کنی ، با این همه محتوای خبری که در مورد آن مینویسی نمیتواند بی تاثیر در نحوه ارائه خبر باشد. فرض کن که در کانادا فرزند یک سیاست مدار با استفاده از منابع مالی که در اختیار دارد ، سعی در کنترل اخبار یا فشار بر روزنامه نگاران یا خبر گذاریها بکند . من فکر میکنم چنین چیزی به دلیل جدیت اتهام بدون برو برگرد تبدیل به خبر اول میشود. نحوه ارائه آن هم باید جدی باشد، یعنی مستند ، دقیق و حد اقل هویت شخصیت های اصلی ماجرا باید به صورت روشن به اطلاع خواننده رسانده شود.
حسین. ن در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
نیک آهنگ جان صمیمانه شجاعتت را می ستایم. تو در میان معدود روزنامه نگارانی هستی که تفکر عریان و نترس اینترنت را درک کرده ای. ما باید کم کم از دنیای قبیله ایی خارج بشویم و همه بت های ریز و درشت را بشکنیم. Go Nick go
م.م در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
در پای کامنتی که از یک منتقد شعر خیالی صحبت شده بود 15 رای مثبت بود یکدفعه همه پاک شد. جل الخالق! نیروهای غیبی بیدار شده اند. بنظر می رسه آنطرف تازه صبح شده.
h.tehrani در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
منهم متوجه غیب شدن آرای مثبت در کامنت شاعر خیالی شدم. ظاهرن نیروهای غیبی کشور "ایگرگ" پیچیده تر از کشور های دیگر عمل می کنند. همینجوری رای منفی نمی دهند ولی تا کسی آمد رای مثبت داد زود با یک منفی پاکش می کنند. یعنی اینکه هیچکس باین کامنت توجهی نداره.
omi*********@gmail.com در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
نیک آهنگ عزیز، دست مریزاد ... عالی بود
احمد در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
نیک آهنگ عزیز!
جدا دست مریزاد! یعنی برخلاف برخی دوستان من فکر می کنم که اگر مجهول ها را معلوم می کردی، اینقدر قضیه روشن نمی شد و در هیاهوی اسامی گم می شد، گاهی بهتر است داستان را از موضع سوم بدون نام شخصیت ها دید تابه عمق فاجعه پی برد. مشکل از جنس شهر تبه کاران است که اگر روزنامه نگاری سعی کند که همزمان قاضی و شهردار و ریس پلیس تا رییس و کارمندان ارشداداره پرتقال فروش های گم شده را همزمانه افشا کند راه به جایی نمی برد. برای دوستانی که که درباره مجهول ها تردید دارندبعضی از حدسیاتم رانام می برم، البته امیدوارم مزه داستان را از بین نبرده باشم:کشور ایکس همان کشور "الف" است، رهبر سابق گروه چریکی "ف.ن"، روزنامه نگار قدیمی در همان شهر اروپایی "م.ب"، بندر جنوبی "د"، شهر اروپای شرقی "پ"، رسانه آن شهر اروپای شرقی "ر.ا" که البته من فکر می کنم آدم های شرافتمندی هم در آنجا مشغولند از اینجا به بعدش هم که داستان آقازاده مطرح می شود دیگر اهالی نا موجود مریخ هم نیازی به حدس زدن ندارند
--------------
آقا حدس نزن لطفا!
احمد در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
من عذر میخوام!گاهی مواقع آدم سخت می تونه جلوی خودش رو بگیره به خصوص وقتی یکجوری می خواد مچ "فن" و "مب" رو بگیره یا فکر می کنه که می تونه بگیره!
sor*************@gmail.com در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
-1
ولی کیهان رو باید نسبتا رد می کردید
h.tehrani در ۰۸ آذر ۱۳۸۹
بعضی کشورهای فرضی مثل بعضی کشورهای فرضی دیگر خیلی پیچیده عمل نمی کنند. با یک تهاجم مثبت از کامنت دوستشان تعداد تقریبی آدم هایشانرا لو می دهند. از طرف منهم Go Nick go
هما ظهوری در ۰۹ آذر ۱۳۸۹
-3
نیک آهنگ عزیز من فکر میکنم شما برای خودت یک رسالتی قائل هستی مبنی بر اینکه به هر طریق ممکن روشنگری کنی تا از قدرت گرفتن اشخاص فاسد، دروغگو، بی عرضه یا کلا کسانیکه امتحان خوبی در گذشته پس ندادن مانع شوی یا حداقل آنها را به پاسخگویی واداری. اگر من درست متوجه شده باشم و واقعا شما این نیت نیک را داری باید تا حالا متوجه شده باشی که روش فعلی نه تنها جواب نمیده بلکه تاثیر معکوس داره. شما اگر حرف حقی داری چرا مثل یک روزنامه نگار بالغ یک مطلب مستند و مستدل منتشر نمیکنی و باقی را نمیگذاری به عهده خواننده تا قضاوت کند و بعد خودت بری سراغ مطلب بعدی. شما تا کی میخواهی راجع به کشتار سال ۶۷ و مهدی هاشمی مطلب بنویسی ؟ کار شما مثل خواننده ای میمونه که با خواندن فقط دو تا آواز همه را منزجر میکنه.
با عرض معذرت و آرزوی موفقیت.
----------------------------------
ممنون از نقدتان. من فقط موضوعی را طرح می‌کنم، بعدا خیلی‌ها دنبال خواهند کرد. مثل خیلی از موضوع‌هایی که طرح شد و الان این طرف و آن طرف از سیاسیون پرسیده می‌شود. قرار نیست اتفاقی بیافتد. همین که علامت سوالی برای همکاران ایجاد شود که مسیر وقایع را دنبال کنند، برای من کفایت می‌کند. اگر کسی هم علاقه‌مند بود جدی جدی ماجرا را دنبال کند، دنبال خواهد کرد. اگر انگیزه‌های رسانه‌های مختلف را بررسی کنیم خواهیم دید نقاط مشترک‌شان و علل هماهنگی‌های‌شان چیست.
هما ظهوری در ۰۹ آذر ۱۳۸۹
-1
نیک آهنگ با احترام عرض میکنم ؛ شما مساله اعدام های ۶۷ و م. ه. را کشف، اعلام، یا افشا نکردی. شما یک مساله افشا شده را گرفته ای و راجع به آن مرتب کار طنز میکنی یا به افرادی فشار سیاسی میاری (به قول بعضیها Bullying). من شخصا حتا با این هم مشکلی ندارم فقط با تکرار آزار دهنده آن موافق نیستم. به نظر من جمهوری اسلامی جنایات زیادی انجام داده. چرا شما یک موضوع جدید پیدا و مطرح یا افشا نمیکنی؟ با احترام
-----------------------------
خانم ظهوری. کار من افشاگری نیست. مساله‌ای روشن را گیر می‌آورم و از مسوولان مسوولیت می‌طلبم. فشار باید تا زمانی که طرف پاسخگو باشد وارد آید. ممکن است این مساله باعث آزار شما شود که متاسفم. اما بسیاری از کسانی که ناراضی بوده‌اند، معتقدند که نباید به خاطر مصالح سیاسی این گونه مسائل را طرح و تکرار کرد، چون تکرار این واقعیت‌ها باعث ایجاد پرسش‌های بیشتری می‌شود که بسیاری از مسوولان غیر پاسخگو را در منگنه قرار می‌دهد. سوال را باید از کسانی پرسید که مدعی پاسخگویی و دموکراسی خواهی هستند. از آنها که پاسخگو نیستند هم می‌توان فقط انتقاد کرد. اما اینان که مدعی‌اند شفافند، باید استقبال هم بکنند.
محمد رازی در ۰۹ آذر ۱۳۸۹
خانم ظهوری محترمُ در کدام کتاب آسمانی نوشته شده که <روزنامه نگاران بالغ> باید همینجوری که شما می گویید مطلب بنویسند. حتا پیش از آمدن اینترنت هم همه این روزنامه نگاران بالغ یک شیوه انتقال اطلاعات نداشتند چه باشه در عصر اینترنت که فرهنگ دیگری است و شیوه های اطلاع رسانی متفاوتی می طلبد. می بینید که بعضی ها حتا اطلاعاتشان را از راه نوشتن کامنت به گوش این و آن می رسانند.
هما ظهوری در ۰۹ آذر ۱۳۸۹
-2
جناب رازی خود نیک آهنگ که دوره های روزنامه نگاری را گذرانده احتمالا با "روزنامه نگاران بالغ" آشنا تر از من و شماست. من دانش روزنامه نگاری ندارم ولی از نظر بنده روزنامه نگار بالغ کسی هست که در دوران طولانی روزنامه نگاری اش یاد گرفته باشد که مستند و مستدل بنویسد و تلاش کند هر روز مخاطب بیشتری به دست بیاورد نه اینکه مخاطبان سابقش را هم منزجر کند. با تشکر
همسر روشنفکرترین زن مملکت در ۰۹ آذر ۱۳۸۹
«خودنویس رمزگشایی روزنامه کیهان را رد می‌کند. این یک داستان نسبتا تخیلی است و نسبتا واقعیت ندارد»
جناب نیکاهنگ من هم وقتی مطلبت رو خوندم.اولین افرادی که به ذهنم اومد اینها اومد:
......
----------------
همسر روشنفکرترین زن مملکت! قرار نیست که لو بدهید اسامی را!
مجموعه نتایج: 20 | نمایش: 1 - 20

نظرات

برای گذاشتن نظر یا کامنت باید ثبت نام کنید و وارد سیستم شوید

عضو شوید

مطلب شما!

داستان‌ها‌، خبر‌ها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.

به خودنویس بپیوندید »

اخبار

کیانوش رمضانی و جایزه مهمی برای کارتون ایران

کیانوش رمضانی و جایزه مهمی برای کارتون ایران
در میان خبرهای تلخ در باره محکومیت یک کارتونیست به تحمل ۲۵ ضربه شلاق، اخیرا اولین جایزه بنیاد جهانی «کارتون برای صلح» به طور مشترک به فیروزه مظفری، حسن کریم زاده، مانا نیستانی و کیانوش رمضانی تعلق گرفت. جایزه‌ای که از دست کوفی عنان گرفتند. با کیانوش رمضانی در این باره گفتگو کرده‌ایم....
هنرستان | خودنویس

مهدی خردزاده: انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، دغدغه حکومت نیست

مهدی خردزاده: انتخابات ریاست جمهوری ۹۲، دغدغه حکومت نیست
یک کارشناس سیاسی با بیان اینکه «بازگشت به دوران پیش از ۸۸ با حذف احمدی‌نژاد» به هیچ‌وجه برای جمهوری اسلامی امکان‌پذیر نیست؛ دو مشکل اصلی حاکمیت را «پرونده هسته‌ای و شکاف و بریدن نیروهای وفادار به حاکمیت» می‌داند و می‌گوید از این‌رو حاکمیت تصمیم گرفته فعلا مسائل داخلی را براساس «توان نظامی» و «کنترل» پیش ببرد؛ مراقب «شکاف‌های خطرناک» باشد و عمده سرمایه خود را صرف بحران خارجی کند....
سیاست | سروش جعفری

حامیان احمدی‌نژاد: مصباح یزدی دروغ‌گو و متوهم است

حامیان احمدی‌نژاد: مصباح یزدی دروغ‌گو و متوهم است
یکی از حامیان احمدی‌نژاد در مطلب تندی به شدت به حیدر مصلحی٬ وزیر اطلاعات دولت حمله کرده و وی را تحت تاثیر سخنان «متوهمانه و کذب و دروغ» محمدتقی مصباح یزدی دانسته است. در رویدادی دیگر یکی از مخالفان مشایی هم عکسی را در صفحه فیس بوک خود منتشر کرد که باعث ایجاد بحث ذیل آن شده و فرزند احمدی‌نژاد هم با شرکت در آن به دفاع از مشایی پرداخته است....
سیاست | سروش جعفری

شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه آلمانی: وضعیتم مشابه سلمان رشدی نیست

شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه آلمانی: وضعیتم مشابه سلمان رشدی نیست
شاهین نجفی در گفتگو با روزنامه‌ی آلمانی «تاتس»، با بیان اینکه تهدید به مرگ را بسیار جدی گرفته، گفته است که وضعیتش با نویسنده کتاب آیات شیطانی متفاوت است....
جامعه | سروش جعفری

هم‌گرایی نهادها برای فتح رسانه های دیجیتال

هم‌گرایی نهادها برای فتح رسانه های دیجیتال
از صدا و سیما تا سازمان تبلیغات اسلامی و نهادهای مخابراتی، سر هرچیز که با هم اختلاف داشته باشد بر سر یک موضع متحد شده اند: مبارزه با فضای موجود اینترنت....
علمی-فن‌آوری | نسترن فرمانیان

ما را دنبال کنید