بازخوانی عقبنشینی اصلاحطلبان در بالاترین و وبلاگ مهدی جامی
- اندازه حروف
- Enlarge font
- Decrease font
حجت تمام شد!؛سرانجام آن چه که منتظرش بودیم رخ داد و صحنه آخر سازش دو جناح برای سرکوب جنبش اعتراضی مردم کلید خورد و کروبی امروز صبح رسما دولت دهم را به رسمیت شناخت!
نخست ببینم کروبی دقیقا چه گفته است و معنا و مفهوم آن چیست؟
کروبی در پاسخ به خبرگزاری فارس می گوید: «بنده اشكالات خود را همچنان وارد ميدانم اما در خصوص سئوال شما بايد بگويم بله رئيس جمهور را نيز به رسميت ميشناسم.» (۱)
ساعتی بعد همین خبرگزاری به نقل از حسین کروبی تصریح میکند که: «آقاي كروبي احمدينژاد را رئيس دولت اين نظام ميداند.»،(۲) سایت مهدی کروبی نیز به نقل از فرزند وی خبر میدهد: «آقای کروبی گفتند من کاملا بر این عقیده که در انتخابات تقلب روی داده و شبهه انگیز بوده محکم ایستادهام و اعتقاد دارم در شمارش آراء کاملاً دخالت شده است. لیکن چون آقای خامنهای حکم آقای احمدی نژاد را تنفیذ کردند به همین خاطر وی (احمدی نژاد) را رئیس دولت این نظام میدانم.» ( ۳)
حسین کروبی چند ساعت بعد در گفتگو با بی بی سی فارسی میگوید: «در ۸-۷ ماه گذشته ایشان منتظر بودند که حاکمیت به اعتراضات مردم توجه کند و به خواسته های آنها تن بدهد، اما اکنون که حاکمیت اصرار دارد که به خواسته مردم تن ندهد، ایشان می خواهند راه برون رفتی ایجاد کنند.» (۴)
حسین کروبی پس از آن با در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: «در این شرایط آقای کروبی برای حاکم شدن جو آرامش در کشور و اینکه بتوان به عملکرد دولت رسیدگی کرد، این موضع را اعلام کرد.» (۵)
فاتحه ای که خاتمی و رفسنجانی برای اصلاح طلبان خواندند با این موضع گیری امروز «شیخ شجاع» (که برخی او را سازش ناپذیرتر از موسوی میدانستند) تکمیل شد و روشن ساخت که اصلاح طلبان برای برون رفت نطام از بحرانی که چشم اندازی جز سرنگونی قریب الوقوع دیکتاتوری مذهبی ندارد طبق معمول به یاری برادران خود در جناح مقابل آمده اند تا این «دعوای خانگی» را فیصله بخشند.
کروبی که در ابتدا دولت احمدی نژاد را فاقد مشروعیت خوانده بود (و از مراجع دینی نیز خواستار صدور فتوایی مبنی بر عدم مشروعیت آن شده بود و در شبهای پیش از انتخابات وعده داد بود که در صورت تقلب در انتخابات این بار تا ظهر هم صبر نمیکند)، پس از وقایع ماههای اخیر که نشانه های از دست رفتن کنترل کامل اصلاح طلبان بر معترضان و طرح «شعارهای ساختارشکنانه» از سوی آنان وحشت از بروز یک انقلاب که بنیان دیکتاتوری مذهبی را براندازد شدت بخشید، با شتاب خود را به صف خامنه ای می رساند تا از الطاف رهبری محروم نماند.
این موضع گیری پس از اخطار و اتمام حجت خامنه ای مبنی بر لزوم روشن شدن مواضع خواص صورت گرفت، ابتدا موسوی فرمان عقب نشینی صادر کرد و تلویحا از دولتی که طرفدارانش آن را «دولت کودتا» می خواندند خواستار «رعایت قانون» و بازگشت به «قانون اساسی جمهوری اسلامی» شد. (۶) سپس خاتمی دومین نامه محرمانه خود را به خامنه ای نوشت و در آن تصریح کرد که اصلاح طلبان دولت کنونی را مشروع میدانند و برای سرکوب جنبش اعتراضی مردم همچنان در خدمت نظام اسلامی هستند. (۷)
سناریو روشن است، حاکمیت از تعمیق و رادیکال شدن جنبش که در روز ششم دی ماه (عاشورا) به خوبی ماهیت سرنگون ساز خود را نشان داد برخود میلرزد.
اما در روز ششم دی ماه چه اتفاقی افتاد؟
با وجود تهدیدات و تمهیدات بیسابقه امنیتی صدها هزار نفر از مردم تهران خیابانهای مرکزی شهر را به کنترل خود در آوردند و همه نیروهای نظامی، امنیتی و شبه نظامی رژیم را زمین گیر کردند، در مواردی نیز نیروهای ضد شورش را به محاصره درآورده و خلع سلاح کردند، به خودروها و کیوسکهای پلیس و نیروهای سرکوبگر حمله کردند، آنها را به آتش کشیدند و شعار قیام سر دادند، در بخش مهمی از شهر درگیری تا پاسی از شب ادامه داشت و نیروهای رژیم با وجود دست زدن به کشتار و وحشی گریهای کم سابقه عملا از صحنه خیابانها بیرون رانده شده بودند، به عبارت بهتر در معادلات سیاسی در روز ششم دی ماه ما شاهد یک قیام قهرآمیز بودیم.
پس از ششم دی ماه، حاکمیت پی برد که در صورت ادامه این روند و سازمان یافتن موتور محرک نیروهای رادیکال درون جنبش اعتراضی دیر یا زود خود را با یک انقلاب تمام عیار که از توان سرکوب آن عاجز است رو در رو می بیند پس برای مهار آن دو تمهید اندیشید: نخست نشان دادن چراغ سبز به اصلاح طلبان برای بازگشت به آغوش رهبر و جدا کردن آنها با بخشی از معترضان که همچنان خود را وابسته به آنها می خواندند و دوم محارب خواندن معترضان خیابانی و تهدید علنی به رگبار بستن مردم و اعدام بازداشت شدگان به جرم مقابله با نظام اسلامی.
اصلاح طلبان که پیش تر نیز بارها برائت خود را از شعارهای مردم اعلام کرده بودند و خواستار حفظ جمهوری اسلامی و حرکت در کف موازین آن شده بودند به سرعت خود را به بیت رهبری رساندند تا از قافله عقب نمانند.
اما در این میان تکلیف مردم روشن شد، اصلاح طلبانی که قبلا هم امتحان خود را پس داده بودند بار دیگر در امتحان نهایی همراهی با خواسته های مردم رفوزه شدند، بخشی از مردم که با علائق مذهبی همچنان به بدنه مذهبی اصلاح طلبان حکومتی وفادار مانده بودند نیز بار دیگر دریافتند که دعوا بر سر لحاف ملا بوده است!
آنها دریافتند که صدها کشته، هزاران زخمی و بازداشتی و مصائب بی مانندی که مردم ایران در هفت ماه گذشته متحمل شدند اکنون در معرض تاراج مصالحه و سازش «بزرگان» نظام اسلامی است، این گروه از مردم دو راه در برابر خود ندارند یا به فرمان عقب نشینی گردن نهند و به خانه های خود بازگردند و یا در کنار اکثریت مردمی که خواستار سرنگون ساختن دیکتاتوری مذهبی هستند در خیابان باقی بمانند تا تکلیف نظام اسلامی را در همین خیابان روشن کنند.
کروبی، موسوی، خاتمی و سایر پشتیبان های آنها در خارج از کشور در وحشت از ۲۲ بهمن و برپا شدن قیامی دیگر میکوشند تا هر چه زودتر به خامنهای برای به کنترل درآوردن اوضاع کمک کنند و به «دعوای خانگی» پایان دهند.
این دقیقا همان چیزی است که مهدی جامی (سردبیر پیشین رسانه اصلاح طلب زمانه) در وبلاگش نوشته است: «رهبران سبز سعی میکنند بر وحشت آقا از راهپیمایی ۲۲ بهمن مرهم بگذارند. یک بده بستانی صورت میگیرد که مردم سبز عرصه را در آن روز از خود نکنند.» (۸)
جامی می گوید «بازی بزرگان» دارد به پایان میرسد و همه چیز به خوبی و خوشی تمام خواهد شد: «رهبران معترضان و افراد موثر در جنبش دارند تلاش میکنند به آقای خامنه ای راه بدهند تا خطای مهلک خودش را جبران کند و بین خود و دولت آخرالزمان طوعا یا کرها فاصله بیندازد. بعد هم به احتمال زیاد یک عفو عمومی صورت می گیرد یا عفو خصوصی و قوه قضا بخش بزرگی از زندانیان را که به اندازه کافی چزانده آزاد می کند خاصه که ۲۲ بهمن در راه است. »
از این قرار «رهبران معترضان» در اینجا نقش «محلل» را برای «آقا» بازی میکنند تا خیال «آقا» را از سرکوب جنبش اعتراضی راحت کنند.
جامی به سادگی جزئیات این «بده و بستان» را نیز پیشبینی کرده است: « ۲۲ بهمن را سبزها با قدرت و پرجمعیت اما آرام می گذرانند. بعد از ۲۲ بهمن مجلس وارد کار می شود تا قانون انتخابات را تعدیل کند. این را همین یکی دو روزه در خبرهای مجلس خواندیم که قرار است قانون انتخابات دست بخورد. کم کم دو سه نشریه هم آزاد می شوند. مهار کیهان کشیده میشود. مهار نشریاتی مثل همت که پیشاپیش کشیده شده. در یک وضعیت مناسب ممکن است حتی نماینده آقا در کیهان هم جابجا شود و برود مرخصی چنانکه قبلا هم پیشنهاد شده است. روسای برخی خبرگزاریهای هتاک به مقامات و پیشکسوت های انقلاب هم عوض خواهند شد.»
این همه دستاوردی است که از نظر جامی هفت ماه مبارزه شجاعانه مردم با دست خالی در خیابانها به کف آورده است، این همه آن چیزی است که خون بهترین فرزندان این مردم به پای آن ریخته شد؟ این پاسخ هزاران خانواده داغدار، هزاران آواره و پناهجو، هزاران نفری که در زندانها مورد تجاوز و شکنجه قرار گرفتند و ایثار و فداکاری مردم برای احقاق خواسته های پایمال شده خود در سی سال گذشته بود؟
باید مانند اصلاح طلبان بی شرم بود که همه خواسته های مردم را به بازگردان اصلاح طلبان به قدرت تعبیر کرد و خواستار صبر برای برگزاری انتخابات یازدهم شد تا (فرضا) اصلاح طلبان به قدرت بازگردند و باز یک دوره هشت ساله خاتمی (۸۴-۷۶) و یک دوره هشت ساله موسوی (۶۸-۶۰) تکرار شود، حاصل آن دوران جز کشتار و سرکوب ، جنایت و مصائب بسیار برای مردم چه بوده است که بار دیگر باید مردم خود را تسلی بدهند که انتخاباتی در کار است؟ آیا اصلاح طلبان تا آن حد مردم را ساده اندیش فرض میکنند که بار دیگر آنها را به پای «نمایش انتخابات» دیگری فرا بخوانند؟
از نگاه جامی و سایر اصلاح طلبانی که پشت سر «بزرگان» اصلاح طلب به نماز ایستادهاند جانفشانی مردم تا همین حد کفایت میکرد و از این پس دیگر مردم باید خیر و صلاح خود را به آنان واگذار کنند و خود به خانههای خود بازگردند.
به گمان من روشن تر از آن چه جامی در وبلاگ ش نوشته است نمی شود نیت مدعیان رفرم را توضیح داد، خوانش همین نوشته به خوبی می تواند ماهیت اصلاح طلبان حکومتی را روشن کند و چراغی در برابر جزم اندیشی و پیروی کورکورانه متعصبان موسوی- کروبی روشن کند که برای آنها نقشی در حد چه گوارا یا گاندی قائل بودند. (9)
اما در بالاترین که در انحصار طرفداران خارج نشین مدعیان رفرم است، واقعیت وارونه شده است، تیتر موضوع داغ موضع گیری امروز کروبی چنین است: «اظهارات منتسب به کروبی در خبرگزاری فارس و واکنش حسین کروبی به آن» به عبارت دیگر برخی از کاربران این سایت همچنان بر این باورند که «شیخ شجاع» با خامنهای- احمدی نژاد سازش نکرده است. (۱۰)
اولین لینکی که در این موضوع بیشترین رای را آورده متعلق به جرس است که عین خبر فارس را با افزودن تیتر: «کروبی: در انتخابات تقلب شده و محکم بر حرف خود ایستاده ام» کپی کرده است. (۱۱)
در تمام ۳۵ لینکی که به این موضوع داغ چسبانده شده اند (تا این لحظه) حتی یک مطلب انتقادی نیز وجود ندارد، همه مطالب به نقل از تویتر و فرند فید و وبلاگ های حامی اصلاح طلبان در ستایش از اقدام شجاعانه شیخ اصلاحات برای آنکه احمدی نژاد را به جای رئیس جمهور، رئیس دولت و خامنه ای را به جای آیت الله آقا خواند بوده است و البته برخی نیز سعی در ماستمالی قضیه کرده اند تا تنور دکان اصلاح طلبان در بالاترین را داغ نگه دارند.
باور این موضوع سخت است که چرا برخی نمیفهمند که اصلاح طلبان با انواع رسانه های رسمی و غیر رسمی داخل و خارج از کشوری شان بار دیگر به مردم پشت پا زده و به آغوش رهبرشان بازگشته اند زیرا براساس مثل «چاقو دسته اش را نمیبرد» به قول خطیب جمعه گذشته نماز جمعه این خواص یا باید این طرفی باشند یا آن طرفی، شق سومی وجود ندارد، مسلم است که اصلاحطلبان حکومتی «شق آقای خامنهای» را پذیرا شدهاند!
اگر تا پیش از این «بده و بستانها» هنوز گروهی به اصلاح طلبان متوهم بودند از امروز دیگر به سختی می توان بر حسن نیت طرفداران اصلاحطلبان به ویژه در خارج از کشور باور داشت، به گمان من هر کسی که امروز با علم کردن مدعیان رفرم خواستار سانسور و خفقان مخالفان هر دو جناح حکومت و معتقدان به براندازی دیکتاتوری مذهبی باشد فرقی با حزب الله ندارد، این دقیقا همان مصیبتی بود که ملت ما در انقلاب شکست خورده ۵۷ به آن گرفتار آمد.
به اعتقاد من ما نیز در این میان دو چاره بیشتر نداریم: یا برگردیم سر خانه و زندگی مان و انقلاب و جمهوری آینده را فراموش کنیم یا پرشورتر و پرتوان تر به میدان بازگردیم و تکلیف جمهوری اسلامی (و هردو سر فاسدش) را در خیابان روشن کنیم، کمی باید منتظر بمانیم؛ روز داوری نزدیک است!
پانویس ها:
- خبرگزاری فارس، 5 بهمن 1388
- خبرگزاری فارس، 5 بهمن 1388
- سحام نیوز، 5 بهمن 1388
- بی بی سی فارسی، 5 بهمن 1388
- رادیو فردا، 5 بهمن 1388
- فرمان عقب گرد، 15 دی 1388
- نامه خاتمی به خامنه ای: دروغ های حقیقی
- سیبستان، 5 بهمن 1388
- این طنز هادی خرسندی در وصف حال این گروه بسیار به جاست: چه گوارا نیست، گاندی نیز نیست!
- چرا بالاترین دیگر بالاترین نیست؟
- بالاترین، موضوع داغ
مطلب شما!
داستانها، خبرها و دیگر مطالب خواندنی خود را برای خودنویس بفرستید.